دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
شد خزان گلشن آشنایی/زیر نویس انگلیسی/شاهین امیری، امیر کهکشان، مسعود شاه ولی
نویسنده : سعیده - ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۳٠
 

 

اولین محصول طلاق دادن کره ی جنوبی نیشخند

یادگرفتن زیرنویس و زمان بندی و کانورت ها و خرت و پرتای لازم

پلاس ترجمه و ساختن

تموم امروز صبح رو داشتم باهاش سر و کله میزدم

ترجمه: Note Pad + Saeideh's Brain :دی
زمان بندی زیرنویس: Subtitle Edit
زیرنویس گذاشتن و تنظیم: Ulead VideoStudio
تبدیل فرمت: Format Factory

از اون ویدئوهاییه که خیلی دوسش دارم
رادیو هفت
به اضافه ی شاهین امیری که اینقد نازه
اصن همه ی نقاشا نازن :دی
اغلب اوقات منو می بینین که نشستم و دارم اینو گوش میدم و باهاش میخونم :دی

بعضی وختا هم که کرمم میاد اون تیکه ی «تو و مست از می به چشم، چون گل خندان از مستی بر گریه ی من» رو هزار بار پشت سر هم گوش میدم

اصن من سوزنم معمولا بای دیفالت روی «تو و مست از می به چشم، چون گل خندان از مستی بر گریه ی من» گیر کرده

و به نظرم این تیکه ی «تو و مست از می به چشم، چون گل خندان از مستی بر گریه ی من» اوج ملودی آهنگه

باید وخت کنم یه درس فارسی هم باهاش بسازم

 

لینک دانلود

 


 
 
P:
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۳٠
 

 این ظریفی که به آبا و اجداد و کودکی و مدرسه رفتن و زندگی و یخ حوض شکستن تو آمریکا افتخار میکنه

خبر مرگش دو کلام اینگیلیسی درست حسابی هم نمیتونه صحبت کنه

لهجه رو نگاه میکنی، پیف پیف، تو باقالیاس


 
 
X
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۳٠
 

مردشور پرشین گیگو ببرن


 
 
X
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۳٠
 

مردشور پرشین گیگو ببرن


 
 
X
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۳٠
 

مردشور پرشین گیگو ببرن


 
 
X
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۳٠
 

مردشور پرشین گیگو ببرن


 
 
X
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۳٠
 

مردشور پرشین گیگو ببرن


 
 
X
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۳٠
 

مردشور پرشین گیگو ببرن


 
 
بناگوش
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۳٠
 

الآن دارم اینو نگا میکنم

http://www.youtube.com/watch?v=wZWmOYq3fX4&feature=player_embedded

یه همایشیه تو دانشگاه یو سی ال ای، دپارتمان ژاپن شناسی

بعد، میازاکی کارگردان انیمیشنو آوردن

همه ش دلشونو گرفتن دارن ریسه میرن

این حالت بچه گونگی انیماتورا و کاریکاتوریستا

خیلی حال خوبیه. انسان دائم نیشش باز باشه :دی

تماشاش که میکنم انگار دارم بهرام عظیمی رو تماشا میکنم  :دی

 

باید دوش بگیرم برم کلاس تاریخ!

جز هنر و دین چی میتونست منو، تأکید میکنم، منو! مجبور کنه تاریخ بخنونم


 
 
ا...
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۳٠
 

فکر کردن به جادو

یا حقوق بشر

باعث میشه فکر کنم

ما نیروهای وفادار به خدا هستیم

خیلی جالبه

ما نیروهای وفادار به خدا هستیم

این جمله توگوشی جالبیه

لحنش آدمو تغییر میده

ما نیروهای وفادار به خدا هستیم

 

پ.ن:

بسم الله

الله حافظ


 
 
 
نویسنده : سعیده - ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٩
 

 

 


 
 
the rest of those comic stuff
نویسنده : سعیده - ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٩
 

[تصویر:  IMG_1723.jpg]

[تصویر:  IMG_1718.jpg]

[تصویر:  IMG_1715.jpg]

[تصویر:  IMG_1720.jpg]

[تصویر:  IMG_1722.jpg]

[تصویر:  IMG_1721.jpg]

 


 
 
yeeeepy! It's not smudging
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٩
 


مغز اتود رنگی واسه اسکچ عاااالیه

باورتون نمیشه اصن سیاه نمی کنه اصن پخش نمیشه نه دست نه صفحه کثیف نمیشه
فقط tendency به شکستن و رو اعصاب رفتن داره که فشار دست و مقدار بیرون زدن نوک، نم نم قلقش به دست میاد


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٩
 

این از اون جنگاس که آدمو عوض میکنه


 
 
پوستر GIS /کلیک می بزرگد
نویسنده : سعیده - ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٩
 


 
 
پوستر GS+ /کلیک می بزرگد
نویسنده : سعیده - ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٩
 


 
 
یادداشت های اخیری که در مورد تلفظ عربی نوشتم
نویسنده : سعیده - ساعت ٥:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٩
 

1.

تأکید متکلم های عرب بومی به پرش و سایش از یه صامت به صامت بعدی
تلاش تو حداقل کردن مدت تلفظ مصوت ها
و درنتیجه لحن سکته دار و خشن

کاملا منطق ابداع نوشتار خطوط سامی (عربی/عبری/سریانی آرامی سوری باستان و ارمنی) رو توجیه میکنه
قاعده ی کلی: فقط صامت ها نوشته میشن

در مقایسه با خطوط منشأ الفبای لاتینی/یونانی/اسلاوی، که مصوت ها هم جزء نوشتار هستند

مثال میارم:

صوت و صدای کلمه ی فارسی «بَسامَد»

نوشتارش:

با الفبای لاتین
مصوت های کوتاه ـــَــِــُــ حفظ میشه و به رسمیت شناخته میشه: BaSaaMaD

با الفبای عربی
فقط صامت ها وجود دارند. دقت کنین ـــَــِــُـــ و مشابه های عبری اون، سه نقطه ی زیر کلمه، دو نقطه ی زیر کلمه، خط زیر کلمه و... .

اینا همه بعدا در دوره های متأخر به الفبای نوشتار سامی اضافه شدند.

در مورد مصوت های بلند ـــو ــــی ــــا ، حقیقتا اینا اصلن به رسمیت شناخته نمیشن. تنها چیزی که نشون داده میشه پایه ی مصوت هست. ــــو صدای oo نیست، حرف واو کرسی هست یا ـــــا ، همزه ای هست که کرسی ــَـ شده

توی عربی می نویسیم: بسامد (بدون حرکت و صدا. معادل لاتینش میشه: BSAMD)


دقت دارین؟

برای طبیعی تر جلوه دادن صحبت عربی و رسیدن به لهجه ی طبیعی به حداقل رسوندن صامت ها و تأکید و تیزی صامت هایی که از مخرج حروف صحیح بیان بشه
به اضافه ی بدست آوردن لحن
همه چی رو درست میکنه

 

 2.

یه نکته ی جالب تر اینکه طریقه ی تکون دادن دست و اشارات سر و صورت و بالا بردن صدا وختی بحث جدی میشه
توی عرب ها خیلی خاصه
این ژست زبان و ناخودآگاه جمعی شون رو اگه آدم بتونه به دست بیاره فوق العاده میشه
بادی لنگوئج شون، زبان تن، زبان جسم به قول خودشون لغة الجسم

 

3.

بعدشم
حرفه ای بودن توی گفتن ض خط قرمزیه که مرز بین عرب زبان و غیر عرب زبانی که داره عربی صحبت میکنه رو تعریف میکنه

معروفه دیگه، همه میدونین، عربا به زبون خودشون میگن لغة الضاد !!!
به این اسم، البته کتاب های زیادی هست، حتی آثار گرافیکی زیاد، یکی شون که خیلی هم معروفه مال یکی از رفیقای منه

این پوستر راجع به یه زن محجبه است که لباساش مث سبک باروک توی روشنی و تیرگی شارپه، جوری اینو کار کرده که انگار تمام لباس این دختر از جنس حروف عربیه و مرکز توجه هم روی قسمتیه که بزرگ نوشته شده، لغة الضاد.

تلفظ حرف ضاد تو کتابای تجوید و فونتیک لهجه ی آدمو مث دلقک ها مسخره و خنده آور میکنه
توی این مورد خاص
به گوشتون اطمینان کنین

ببینین گوشتون چه شکلی می شنوه
سعی کنین با زبونتون تقلیدش کنین
بذارین ناخوداگاه ذهن خودش ضاد رو جذب کنه

توی یادگیری زبان، اعتماد به مغز حرف اول رو میزنه


 
 
نبرد پروتستانتیزم و کاتولیک ها، نبرد نقاشی و شوالیه ی آس و پاسی به نام کاراباجیو
نویسنده : سعیده - ساعت ٥:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٩
 

هیچ کس چون این گناه پیشه
پیام انجیل را جدی نمی گرفت

پ.ن:

فیلم مستند، نبرد قوای نقاش، «کاراباجیو»

 poder del arte، power of art

Caravaggio

http://www.youtube.com/watch?v=GHZN7rvCqAQ


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٩
 

یکی مرد جنگی به از صد هزار

 

 

پ.ن:
ان تقوموا لله مثنی و فرادا
ان ابراهیم کان امتا

پ.ن:
انگیزه دادن و الگو آوردنت
حبیب من


 
 
به تو رحم نمی کنم
نویسنده : سعیده - ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٩
 


به تو رحم نمی کنم
میدانی چرا؟
در تو آرزوها دارم
طاقت های خفته ات بیدار شود
روحت زره پوش سختی
در تو آرزوها دارم


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٩
 

گفتا که نیک بنگر شاید رسیده باش


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٩
 


رقابت مثبت دویدن دو تا آهو کنار همه
رقابت منفی هم خوبه
گاهی وختا بهتر هم جواب میده
یعنی اون گرگی که دنبال آهو می افته
به عبارت دیگه آهوی پا به فرار گذاشته

 

 

 

 

 پ.ن:
دو روزی هست که به رکورد ده کیلومترم برگشتم
عضله ی ساق پا خیلی درد داره و همین طور زانوی طرف شکسته که ضعیف شده
احوال روزایی رو دارم که تازه این عادت دویدن های روزانه رو شروع کرده بودم
خودمو به معنای واقعی کلمه دنبال خودم میکشم
مث ماده گربه که بچه ش رو به دندون می گیره و تردد میکنه

یه ست پنج کیلومتری صبحاهنگام و یه ست به همون قاعده غروباهنگام
خستگیش حجم زیادی از انرژی منو تو خودش میکشه
نشاط پمپاژ خون تازه ی ورزیده شدن هنوز شروع نشده

اگه این مرحله رو طاقت بیارم
فردا یا پس فردا یا روز بعدش

بر می گردم به خودم


 
 
اعتصاب
نویسنده : سعیده - ساعت ۳:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢۸
 

بچه این وختی که میذاری سریال کره ای می بینی بذار سریالای ایرانی خودمونو ترجمه کن
آخه این ملت مگه چن نفرن که زبونشون ارزش یادگرفتن فین بز داشته باشه
مملکتشونو نگا می کنی یه گله جا، مث سگ دارن تو هم می لولن
چه رزومه بفرستی آی فیلم چه اصن نه، ترجمه، زیرنویس، اینا رو یه وری رو اینترنت بذاری هرکی میاد یه تبلیغ نشون بدی!
پولش در میاد چار تا جا میتونی بری، تو مگه کشمیر نمیخوای بری؟ مگه سینتیک نمیخوای بخری؟
جواب منو بده!
جیپ نمیخوای؟
حداقل این میرزا قشمشما رو جاش سریال عربی می دیدی، اسپانیایی می دیدی
الآن می تونستی با نصف مردم دنیا چاق سلامتی کنی
اراده کن
عقل داشته باش
مگه آدمیزاد چن بار زندگی میکنه؟
مگه چن سال عمر میکنه؟
فدای سرت بشم
کامانهه
:دی


 
 
کفشدوزک/وکتور/انیم استودیو/قلم نوری/PNG/ مجموعا 7 رنگ/44کیلوبیت
نویسنده : سعیده - ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٦
 

سر صبحی درست کردنش خوش گذشت ^____^

تو فلش و انیم استودیو چون کار تماما وکتوره با پایین نگه داشتن تعداد رنگا میشه خیلی حجم عکسو کم کرد. شاخم در اومد وختی چک کردم 44 کی بی بیشتر نیست

اگه میخواستمش رَستِر به صورت نقاشی تو فتوشاپ با زمینه شفاف درش بیارم
حتما میزد تو گوش یه مگ زبان

 

پ.ن:

من اگه عکاسی قبول بشم چه خاکی به سرم کنم؟ نیشخند
مملکتو دادن دس کیا!!!

 


 
 
shot of solid colors in SAI painting tool
نویسنده : سعیده - ساعت ٤:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٦
 

http://saeideh12345.persiangig.com/paintings/bahman92/shot1.PNG

پ.ن:

دست من تو کاریکاتور به خصوص تو اجرای دیجیتال کنده

تمرین زیاد و کم کردن وسواس چاره شه

نقاش یواش به درد کاریکاتور های روزانه نمیخوره :دی

 

پ.ن:

کنکور خوب بود. امید دارم قبول شم

زبانش عالی بود. بیشتر از 60 درصد زدم

تاریخ 2 تازدم

نقد یکی زدم

:دی

سخت بود

جالبیتش اینجاس که من به قصد کنکور گرافیک و تصویر سازی رفتم ولی هرچی سوال زدم تو قسمت عکاسی بود

مملکتو دادن دس کیا

 

پ.ن:

کلی جمله های خوشکل قلب دار کنار منارای دفترچه یادداشت کردم

مرد مراقب نذاشت دفترچه م رو با خودم بیارم

ظاهرا نمیشد

 

پ.ن:

خلاصه تاریخ هنر

پرویز مرزبان


 
 
مرور صب امتحان، سوالای کنکور هنر :) جانم، دلم، عمرم
نویسنده : سعیده - ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٥
 

 

 

حسن کجاست و حسین کجاست؟
حسین زاده ها کجایند؟
یکی از دیگری کار درست تر
و یکی از آن یکی روراست تر
زنجیر مسیرهای پی در پی کجاند؟
منتخب هایمان کجایند؟

خورشید های از افق برآمده کجاشدند؟
ماه های سوسوزنان کو؟
ستاره های خود به رخ کشنده؟

رایت های دین؟
جلودار های دانستگی، آخ، دلم لک زده، کجایند؟

کجاست ته مانده ی خدا ؟
یک دانه ی دانه های تسبیح نظیف
بی او، عمرا، کجا می شود که بشود؟!

کجاست چون برای صاف و سوف کردن کج و معوجی چشم به راهشیم ؟
کجاست که به قصد پکاندن اهل ستم ها و پا از گلیم حق بیرون کشنده ها به دلمان امیدش صابون خورده است؟
کجاست او که برگرداندن ملت و شریعت اختیارش دست اوست ؟
کجاست عاقله مرد سن بالایی که خط قرمز ها ی کتاب را و خود کتاب را به زنده بودن وا میدارد؟

کو بیاید پوزه ی پا از گلیم به در کرده ها را در گِل بمالد؟
کو بیاید دورو های نه یک دل را خانه خرابشان کند؟

خبرش را دارید آن دستی که طناب دروغ و تهمت را می برد کجاست؟
کوش که سرهای دل به او سپردگان را سربلندی بدهد؟

کوست که دکترین عالم و آدم، ریز و درشت، کلهم، القصه، همه را، همه چیز را بکند تقوا؟

در  ِ دهندگی خدا کو؟
صورت خدا کو که عاشق ها سمتش رو بچرخانند؟

سیم وصل آسمون و زمین عایا بالاخره کو؟

فرمانده پیروزیامون
ناشر علم و علامت راه پیدا کردگی عایا کوش؟
کو که وختی بیاد، دلمون مصلحتمون رو میخواد

عایا کجاست لحظه ی مرگ تبر، کجا؟
خون خواه سرو کشته ی هامون کربلا

کجاست که اگه طاقتش طاق بشه
صدابزنه، خدا به سر شاهده، جوابش میدیم!
؟

پسر صاحب خبر، مصطفی
پسر مولا علی مون، مرتضی
پسر خدیجه
پسر فاطمه
آهای تو که حبیب هام رفیقام صاحبدلام فدای قد و بالات
جونم جون پناهت

پسر شهنشاه های وردست خدا
پسر تیره ی نجیب های حاتم بخش
راهنمای راه پیدا کرده زاده
پاک زاده
دلپسند زاده

پسر ماه های شب چارده
پسر مسیرهای مث کهکشون روشن
پسر شهاب های انتقام
راه زاده
ستاره زاده

هرچی رسم های عالم گیر زاده
معجزه زاده (اسنادش موجوده :دی)

پسر هرچی دلیل های تابلو!
بچه ی مسیر صاف
بچه ی خبر درشت
بچه ی سرالاسرار اختصاصی خود شخص خدا
ابن الدلیل

پچه ی نعمت هایی پیش پیش به آدم بدن
طاها زاده، محکم زاده
یاسین زاده، و الزاریان!
جناب آقای پسر طور و عادیات

جناب آقای پسر آقایی که پاورچین پاورچین، سرپنجه سرپنجه، یواش یواش نزدیک اومد، بعدش دل بست، اونقدری چش تو چش شد که اگه بخوای بگی چقد تا بیخش جلو اومد باس بگی قدر قاب دو تا پرانتز فاصله داشت
بلکم کمتر


****
اووه
گاد دم ات
کاشکی به دلم می افتاد کجا بساط پهن کردی؟
خاک کدوم زمین لحظه به لحظه پاهاتو بی بوسیدن نمیذاره؟
الآن تو رضوی یی؟ یا اصن یه جای دیگه؟
چه میدونم کجاس، ذی توآ؟ حتی املاشم بلد نیستم. ذی تو آ. آن جای آهای تو را دار. سیم پیچام اتصالی کرده، باشه! بخند!

کوفتم بشه، کور بشم که هزار جور کر و کور و لش و لوش بیس و چار ساعت به چشمم میخوره
تو رو چشمم بلد نیست ببینه
آخه این چه وضعشه عایا؟
پچ پچتم حتی نشنوم عایا؟ ته صدات تو گوشم نیاد؟
مملکتو دادن دس کیا :(

دلم می گیره که صدام به صدات نمیرسه :(((((((((((
آخ من فدات
جات خیلی خالیه به خدا
الهی دورت بگردم
قربونت بشم
آهای جناب آقای تمنا، حضرت آرزو
داغ دل هرچی مؤمنه، چه زن باشه چه مرد

این چه وضعشه
انسان عایا باید عربیش اینقد تو باقالیا باشه؟
ورژن اختصاصی من اینجا یه پرانتز داره که توش نوشته
بیا بهمون زبان هم یاد بده :) قربونت میشم
خیلی قربونت میشم
درسته قربونت میشم
هیچی نمیگم سرراست قربونت میشم
میشه بشم؟
مملکتو دادن دس کیا :(
حالم گرفته اس
گند داره از سر و روی همه چی بالا میره
عق
ایش
عه
پیف
:(

بک تو ده استوری
ور ور وی؟
ببخشیدا ولی آخه بالاخره تا کی؟ ایناف ایز ایناف؛ آم ترولی فد آپ، بادی

دلم می گیره هر وخت جواب یکیو میدم که اون یکی تو نیستی
سر تا پام میشه گلو و توم تا خرخره میشه پر بغض :(

دلم می گیره از همه چی، از زمین و آسمون
بربچ پایه میخوام بیاین زار بزنیم
عربده بکشیم
چی بود این پست دیشبی؟
دامنم دریا شده ^_____^ بشیم
بیاین بشیم اسفند رو آتیش
اوهوی چشما! بیاین چشممو کمک کنین

پسر احمد، در گوشی، راه کوره ی قاچاقی هم به سمتت نیست؟ :(
آخه دقیقا کی میشه مثلا؟
کی میشه قناتی که، زمین دهن باز کرده و حاصلشو قورت داده، دوباره مظهرش به زمینای پایین دستی آب بده؟

به من تاریخ بده، الان علامت بزنم
دقیقا کی بیایم بوت کنیم، ^____^
آخیییییییییییییییییییییییییییییییییی
هوووووووووووووووووووف
هممممممممممم

(12 یعنی چه بویی میده؟^____^)

کی ببینیم همیدگه رو؟
کی پلاکارد های فراخوان بزنیم؟
تو رااااااااااااااااااااااااااااااا
من عاشق این تورااااااااااااااااااااااااااااااااااا م
تو را
توراااااااااااااا
^_____^
تو را


میشه مثلا یه روزی؟ ما دور همی، دورت باشیم، بعد، تو به ما نگا کنی؟ ^___^
بعد تازه رئیس همه ی رئیسا باشی
زمینو از خودت پر کنی
بقچه ی اونا رو ببندی
گرت و خاکا که خوابید
ما آخر دعوا بگیم؛ دی، الحمد لله، رب العالمین :دی
^____^

 


 
 
تلفظ نمود نوشتاری cو s توی زبون اسپانیایی (صدای س)
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٥
 


نمایش الفبایی c و s
که معادل بینابینی صداهای
س=ش=ث در اسپانیایی هست

برای تلفظ اینها با لهجه ی واقعی و بومی
زبون پشت ردیف دندون های جلوی پایین، حبص میشه
هرچی نوک زبون رو بالاتر بیاری به سین فارسی نزدیک میشه
هرچی نوک زبون رو پایین تر نگه داری به ش=ث لهجه ی مادرید نزدیک میشه
لهجه ی آمریکای جنوبی حالت حد واسط و بینابین این دوتا رو داره


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٥
 


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٥
 

چرا من اینقد مأکولات و مشروبات می ریزم تو لپتابم آخه؟


 
 
رادیو هفت جان
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٥
 

نمیخوام بحثتو به هم بزنم و حرف تو حرف بیارم ولی...

پیشنهاد میدم هرکی هرکجا وایساده یک قدم بیاد جلو

پشت فرش چه شکلیست؟ پشت فرش دون دونه

به قطره چشمی که در حلقه ی چشمانش انتظار چکیدن را می کشد خیره می شوم

 


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٥
 

عاشق نشوید اگر توانید
تا در غم عاشقی نمانید

این عشق به اختیار کس نیست
دانم که همین قدر بدانید

هرگز مبرید نام عاشق
تا دفتر عشق برنخوانید

آب رخ عاشقان مریزید
تا آب ز چشم خود نرانید

معشوقه وفای کس نجوید
هرچند ز دیده خون چکانید

این است رضای او که اکنون
بر روی زمین یکی نمانید

این است سخن که گفته آمد
گر نیست درست برمخوانید

بسیار جفا کشید آخر
او را به مراد او رسانید

این است نصیحت سنایی
عاشق نشوید اگر توانید


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٤
 


یک پرنده
یک چمن
یک جلوه گاه
شاخه ای از ارغوان
ما را بس است
جرعه ای از آسمان
ما را بس است
یک نگاه مهربان

ما را بس است


 
 
دامنم دریا شده
نویسنده : سعیده - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٤
 


تو یه شعری که ربط وزن و قافیه اش یادم نمونده
شنیدم که بس که اشکم به دامن ریخت، دامنم دریا شده

پ.ن:
مُغستان = اسم صحرایی در یزد
قصه اش باس شنیدن داشته باشه


 
 
پلاستیک سیاه
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٤
 

وختی یه سوپری غریبه کاملا به طور خودجوش، نوار بهداشتی رو جدا از بقیه ی خریدا میکنه تو پلاستیک سیاه و میده دستم
وختی حتی اگه چیزی نگمم مراقبمه، هوامو داره
ته دلم گرم میشه
بعضی لحظه های روز، آدم حال و هواش حال و هوای یه تار نخ میشه که توی یه پارچه تنیده اس
سوپری غریبه ی یه محله ی پرت، میشه پود
حتی اگه چیزی نگی و حتی اگه محض اتفاق، گذارتم دیگه اون دور و اطراف نیفته
حتی


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٤
 

نقاشیای پاسکال عین دفتر خاطرات یه شاعر میمونه

اصن نقاشیاش خاطره های روزانه شن

لحظه ی دل انگیز روزش


 
 
مشق شب
نویسنده : سعیده - ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٤
 
[تصویر:  587760_p1ssvzgt.jpg]
 
سراپا اگر زرد پژمرده ایم / ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی ، لب پنجره / پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ، ما دیده ایم / اگر خون دل بود ، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است ، آورده ایم / اگر داغ شرط است ، ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان ، گردنیم ! / اگر خنجر دوستان ، گرده ایم !
گواهــی بخواهید ، اینک گواه / همین زخمهایی که نشمرده ایم !
دلی سربلند و سری سر به زیر / از این دست عمری به سر برده ایم

 
 
آآآآآآآآخییییییییییییییییییییییییییییییی هوووووووووووووووووووووووه همممممممممممم
نویسنده : سعیده - ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٤
 

خداخان

هرچی تو با مرامی

هرچی من...

صبر می کردی صب میشد بعداً

چه عجله ای بود...

به رغم آلرژیم به سه نقطه

تماشا می کنی اصن چه حال و هوام سه نقطه شده؟

قربون قد و بالات برم شرمنده کردی

آخی آخی آخی

چه دختر بدیم نه؟

منو یواش تر تو بغلت محکم بگیر

منو یواش تر ماچ های صدادار بکن

اگر هی رفتم، زود زود میام

یه ساک لباس میذارم پیشت

که هر دفه جَلدی سبک بپرم بیام پیشت

آخی آخی

فدات میشم

هم گرمی، هم نرمی، هم خوشبو

هم وختی صدات میاد، ته دل آدم سوزن سوزن میشه

ای جان من تو

جانان من تو

^_______^

^____________________^

^_______________________________________^


 
 
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
نویسنده : سعیده - ساعت ٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٤
 

 آب که سربالا بره، قورباغه ابوعطا میخونه

مملکت داره به گند میره

هرچی بی سواده اومدن سر کار

دختره ی دوزاری از رو متن فارسی بلد نیست بخونه

فرق بشر و بیشتر رو بلد نیست (حتی عایا؟)

پر رو پر رو وایساده جلو من میگه هیییی هییی هییی کوزه بکش

داشته باشین! کوزه کشیدن ته آموزش هنره الآن!

پژوهش هنر! مای بات! من رئیس اون دانشگاه بودم تف هم کف دستت نمینداختم با اون چسان فیسانت مادام مادمازل

آدم اینا رو که می بینه
هزار لعنت به خودش میکنه

حتی شده، کتک خوردن از شمس غازی ام، حتی حتی حتی بسیار بسیار بسیار شرف داشت چقد
اگه طرفت استاد باشه
فوت کنه رو کاغذت هم برا یه عمرت بسه

خدایا توبه
من چرا قدر نعمتات رو ندونستم
گفتی کسی ناشکری کنه، شل بیاد، قدر ندونه، یه گاگول سرش مسلط میکنی که روزی سه بار عزراییل رو بیاره جلو چشش به رژه واداره

من خر گوش نکردم

خدایا منو می بخشی؟

خدایا منو برگردن به روزایی که تو کلاس با دهن باز می شستم حرف از دهنش در نیومده مطلب رو میخوردم
سواد سواد سواد

چقد باسواد بود

الآن یه سرچ بکنین همه ی شیرا و خروساش پیکاسویی و پست مدرنه
ولی یه جوری آناتومی رو بلد بود، خورده بود، میکل آنژ رو چارتا میکرد میذاشت تو جیبش

تمام ریز و بم هنر دنیا رو بلد بود یا رأسا رفته بود یا مث کف دستش میشناخت
پشت هر حرکتش هزار تا دلیل بود

خدایا منو ببخش

به خدا غلط کردم، میدونم هزار باره زدم زیرش ولی به حسین قسم زحمت میکشم
به سرش قسم ته زورمو میزنم

خدایا بیجا کردم

قول میدم تیز و بز باشم

آی ویل نات لت یو دون انی مور

لرد پلیز

آم بگینگ یو :(((((((((

 

 

 

پ.ن:

 الهی انی اتوب علیک توبة عبد ذلیل متضرع خاشع ان تسامحنی و ترحمنی :(

پیلیز :(


 
 
سپیدار/رفیق وبلاگ بنویس و معلم ابتدایی که خیلی دوسش میدارم
نویسنده : سعیده - ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢۳
 

 

کلیک بر عکس می بزرگد

پ.ن:
سپیدار
ذوقش توی شعر
سلیقه اش توی شعر
همیشه فیل آدمو به یاد هندوستان میندازه
اولین بار که وبلاگشو پیدا کردم
شب نخوابیدم

پ.ن:
http://3pidmashgh.blogfa.com


 
 
موتور عروس :دی
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢۳
 


موتور عروس تاحالا دیده بودین؟
همون طوری گل بندون و سیستماتیک
:دی
دیقه ی هشت
http://www.epdrama.com/advertising-genius-lee-tae-baek/advertising-genius-lee-tae-baek-episode-16/6/


 
 
گل ژاله اینه
نویسنده : سعیده - ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢۳
 

اسم فارسی:
گل «ژاله»

اسم انگلیسی:
Pamakani

اسم علمی:
Eupatorium adenophorum

 


 
 
علف های هرزه و افکار من
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢۳
 

زندگی من جور عجیبی، مسخره و بیخود و دلزننده است

یکی دو هفته ایه با خودم معلوم نیست چند چندم

دائم به پر و پای خودم می پیچشم و اخلاقم نه معلومه خاشخاشیه نه زعفرونی

تا صبح داشتم پای کتاب علف هرز خر می زدم و به این فکر می کردم که از این آدمک کاغذی ها، نسخه ی سید علی و بقال محل و خانوم شایان و ننه و دکتر امام و احمدی نژاد و عقیق و روحانی و پاجونن و ظریف و ادوارد و ماری و سپیدار و شیوا و تراریوم و مام و 12 و غازی و اوباما و روبرت و روح کتابجان و جیکوب و علی و خانوم موسوی و دد و پاندا و علی درخشی و دوربین و آلفردو و سوجاد و رخصت و تونی رابینز و اشتون و سیم سیم و اوستا و پرشین بلاگ و لی مین هو و سیندرلا و کاظم کاظمی و مهندس نیکبخت و سوسک و خولیان و شارپی و خریوس و ارکیده و میم حه جعفریان و پری و مهدی و عنکبوت و غن و بلا و زینب و منصور ضابطیان و گلابی جنگلی و گریچن رابین و بون سای و هیون وو سان و ... رو هم درست کنم و حتی انیمیشن gif شون هم بکنم

دم دم های صبح با یاد این جمله ی زنده یاد دکتر علی شریعتی از تو کتاب سرم رو آوردم بیرون:

ترجیح میدهم در خانه بنشینم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفشهایم بیندیشم

 

پ.ن:
پیشنهاد سر آشپز؛ برنج قهوه ای هاتی کارا
دشمن سفیدی مو و کمکحال حافظه
پر از سبوس و انواع ویتامین B


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٢
 

یکی از بزرگترین لذات عالم اینه که دست آدم بوی وانیل بده


 
 
صب بخیر سعیده!
نویسنده : سعیده - ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٢
 

پ.ن:
دقیقا همین الآن همین لباسا تنمه :دی
کلیک می بزرگه


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٢
 


دلواپسم نباش
من مرد حادثه م
از قلب اشک و خون
به خونه میرسم

 

پ.ن:
[+ link]


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢۱
 

مطالعات میدانی من ثابت کرده

باج گیری عاطفی والدین، تو مجرد موندن فرزند ها نقش زیادی داره

چون هزینه ی تغییر به نحو غیر طبیعی بالا میره


 
 
آش رشته ی ده دیقه ای سعیده!
نویسنده : سعیده - ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱۸
 

خب، آرد پیدا نشد ولی ته کمد یه یک چهارم بسته رشته ی آش یابیدم
و آش رشته ی ده دیقه ای سعیده رو بار گذاشتم
چه جوری؟
آب و روغن و زردچوبه و فلفل و سبزی و پیازداغ و طعم مرغ
با شعله ی زیاد تا جوش بیاد
رشته ها رو ریختم و هم زدم
حبوبات پخته منجمد نداشتم ولی یه بسته کوبیده ی آبگوشت منجمد ریختم توش
که هم مزه ی حبوبات میده هم به خاطر گوشتش مث حلیم پر ملاتش میکنه
کشک، پیازداغ مضاعف، نعناع و دو دیقه جوش نهایی!
اواااه
تو ناف سئول که انسان آش رشته پیدا نمیکنه، میکنه؟
همین صبح جمعه ی شیرازانه ی تنهاییمونو بچسبیم عجالتا
:دی


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ٥:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱۸
 

anyway, life is always like eating dinner alone...


 
 
دلمه ی ماندووو Q.Q /غذای کره ای
نویسنده : سعیده - ساعت ٥:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱۸
 

 


بهش میگن ماندوو
mandoo dumpling

این عکساش
https://www.google.com/search?um=1&biw=1280&bih=603&hl=fa&tbm=isch&sa=1&q=korean+dumpling+food+mandoo&oq=korean+dumpling+food+mandoo&gs_l=img.3...26187.29719.0.30078.0.0.0.0.0.0.0.0..0.0....0...1c.1.34.img..0.0.0.HHiVZyC8CBo

اینجا در موردش هست
http://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&frm=1&source=web&cd=1&cad=rja&ved=0CCIQFjAA&url=http%3A%2F%2Fen.wikipedia.org%2Fwiki%2FMandu_(dumpling)&ei=vEH0UpznL66p7Aaj4oGYCw&usg=AFQjCNGCEf_aFNlWuSo6uOYwVtSmDfrB_w&bvm=bv.60983673,d.bGQ

اینم دستور طبخش
http://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&frm=1&source=web&cd=2&cad=rja&ved=0CCoQFjAB&url=http%3A%2F%2Fkoreanfood.about.com%2Fod%2Fmeatdishes%2Fr%2FMANDOO.htm&ei=vEH0UpznL66p7Aaj4oGYCw&usg=AFQjCNHimg0dGwxFlzv8C8P960-q-ZIbVg&bvm=bv.60983673,d.bGQ

باحاله نه؟ میخوام درست کنم
آردمون تموم شده راستی
آرد برسونین دوستان
:(
فک کنم گوشه موشه ته کمد داشته باشما
عایا پنج صبح جایی آرد فروشی بازه؟
:دی

 

O.o
چه لینکای گَل و گشادی


 
 
سندروم جهانی پیراشکی :دی
نویسنده : سعیده - ساعت ٥:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱۸
 

کره ای ها یه چیزی دارن مث قطاب میمونه
با خمیر درست میکنن بعد توشو سبزی و برنج نیم دونه و اینا میریزن
مث مانتی ارمنی می مونه که اون دفه درست کردم
ولی اینو بخار پز میکنن
بخارپز شده اش رو باید یه بار بپزم

از یه طیفی از کالزونه فرانسوی بگیر تا راویولی ایتالیایی و مانتی ارمنی و این کوفته ی کره ای
همه اش تقریبا یه چیزه

برا پخت نهایی باید البته ببینم کدوم بهتر جواب میده
مانتی که خیلی خوشمزه بود
چون خمیر آرد سرخ میشد بعد تو آب بخارپز میشد بوی آرد سرخ شده مث حلوا و سس سفیدش
وااااقعا عالی بود

باید دید بقیه میتونن باهاش رقابت کنن یا نه
:دی

پ.ن:
اینا رو ببینین!
کوفته ی پوک مون D=
عسیسم ::)

 


 
 
مردهای مؤثر زندگی من از دو حالت خارج نبودن
نویسنده : سعیده - ساعت ٤:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱۸
 

 

ترسوی زورگو

سنگدلِ توقع دار


 
 
اسمهای خوشگل انواع چمن
نویسنده : سعیده - ساعت ٤:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱۸
 

 

مَرغ، چَچَم، چایَر، چاوی

 

پ.ن:

مَرغ زار = چمن زار

 


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ٤:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱۸
 

تیماج = یه نوع چرم گوسفند
مخصوص صحافی

رامیون نودل سرخ شده است

دختری با دکترای خوشگلی

مسیحیت و یهودیت
جن و مَلَک رو تفکیک نداره


 
 
کتاب «دانش علف های هرز/مبانی و روشها»
نویسنده : سعیده - ساعت ٤:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱۸
 


^______^

ما این کتاب را به همه ی کودکان جهان و از جمله فرزندان و نوه های خود تقدیم می داریم، با این امید که این کتاب در تولید غذا و سلولز سالم، بهداشتی و فراوان همراه با یک محیط سالم، نقش داشته باشد.

با سپاسداری زیاد، از نقش .... و... و ... .

چاپ های نخست و دوم این کتاب

مهار علف های هرز گران است و مستقیما بهای غذا را افزایش می دهد

حذف گونه های ناخواسته از اراضی جنگلی

پ.ن:

یه جایی نوشته بود عامل قحطی های باستانی بوده علف هرز

یه جای دیگه هم خیلی جالب بود نوشته بود نصف جمعیت کره ی زمین در کشور های در حال توسعه خم شدن و در حالی که به آرومی حرکت میکنن روزها در حال وجین کردن علف هرز هستن

CONTROL = مهار
REPRODUCTION = زایندگی
POPULATION جمعیت / COMMUNITY جامعه

پیچ نیلوفر
MORNING GLORY

 

پ.ن:
به این جمله خوب نگاه کنین؛ چقد حرف داره...

برنامه ی ریشه کنی علف های هرز بر پایه ی کشتن گیاهچه ها و نیز نابودی بذرهایی است که به حالت رکود در خاک جا دارند...

دقیقا برعکس دکترین فیلم اینسپشن
INCEPTION
ایده ای که می کارندش

و اگر بخوای باهاش دست به یقه بشی،
با ایده هه
باید مث علف هرز باهاش برخورد کنی

 


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱۸
 

امنیت
و رشد
یه مفهوم نسبیه
حداقل تو دیگه باید اینو بدونی

پ.ن:
مردشور هر دوتاتونو ببره


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱۸
 


با خودم میگم چرا همیشه باید خونه به دوش باشم
همیشه باید تنها و فراری و پا به گریز باشم همیشه تو دور ترین گوشه ی ممکن باشم
چرا باید کسی رو نداشته باشم که مایه ی دلگرمی باشه
چرا هیش وقت هیچ خوب بودنی کافی نیست
چرا هیش وقت، چرا همیشه زیر سایه ی سنگین بقیه بودم و همه، همه ی عمرم برام بد خواستن
چرا برای اینکه از آدم ها لبخند بگیرم مجبور بودم قدم رو کوتاه کنم
و آیا هیچ وقت هیچ کسی بی غرض بهم لبخندی زده بدون اینکه باجگیری ای تو سر دشاته باشه
چطوره که به قبل تر ها و حالا و بعد تر ها ی همه بدهکارم
اگر به این جریان سرکش هم بشم خدا از اینی که الآن هست ازم متنفر تر میشه


پ.ن:
البته گفتن اینا هیچ وخت هیچ فایده ای نداشته
من معمولا سرمو میندازم پایین و بغضمو میخورم و بقیه ی راهمو میرم


 
 
جناب آقای پرزیدنت حسن خان روحانی!
نویسنده : سعیده - ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٧
 

آیا وطن خواهی بی‌سوادی است؟


 
 
حرفه ی هنرمند چهل و نه
نویسنده : سعیده - ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٧
 

اینستاگرام؛ پرونده ی عکاسی با موبایل
گیسوی نور خورده
جعبه با صدای ساخته شدنش
اتوپیای ابر واقعی
قدرت عکاسی در پیش نمایش امر قدسی
وساطت الهی
پرینت دیجیتال روی بوم
تاریخ به روایت میکی موس

پ.ن:
گذشته! : دوباره خوانی جهالت : هشت کلیدواژه برای بازسازی جهانی که هشت سال گذشته ی ما را در بر رفته بود
1-غفلت 2-چین 3-ناپیدا 4-آلزایمر 5-نفرت 6-سرما 7-برهنگی 8-انهدام
صفحات 199 تا 209

پ.ن:
به نگر من اینقدر وقیح بودن آزار دهنده است

پ.ن:
به نگر من علاوه بر اون؛ هر گونه فصلنامه ی تمام رنگی که مخصوص هنرمندها باشه و که پونزده هزار تومان وجه رایج مملکت پولش باشه
نباید هفتاد درصد متن و نوشته و سیاهه باشه
:|

پ.ن:
مجله ی تندیس سبک تر و فخیم تر و کم ادعا تره و در واحد زمان خوانش، در واحد صفحه، اطلاعات تخصصی بیشتری کف دست مخاطبش میذاره
و چون در بازه های زمانی کوتاهتر منتشر میشه با آهنگ روزگار هم آهنگ تره و بیشتر آدمیزاد رو در تماس با حال و هوای هنر تجسمی قرار میده
تندیس علاوه بر دو سه چار سطر بالا، با بینایی آدم هم بیشتر بازی می کنه
چند صفحه ی اول تبلیغات «حرفه ی هنرمند» رو که میخوندم به دلم بیشتر از اینا صابون زدم
ولی در صفحات داخلی غیر آگهی، رنگ و ابداع و دل انگیزی خاصی برای چروندن چشم نداره
دیگه حرفه ی هنرمند نمیخرم
قطعا


 
 
مملکتو دادن دس کیا
نویسنده : سعیده - ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٧
 

 

یه کتابی هست به اسم «لذت خیانت» مجموعه مقالات درباره ی ترجمه!

پ.ن:
:|

پ.ن:
من هیچ حرفی برا گفتن ندارم

پ.ن:
من نظری ندارم :دی

پ.ن:
نشر بیدگل
نصرالله مرادیانی


 
 
داشتم پشت صحنه یه تیم انیمیشن اهل شیلی رو نگاه میکردم، این جمله منو ول نمیکنه
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٧
 

love cannot survive
the only thing that can survive
is art

پ.ن:
jpeg
جِی پـــِـگ
خونده میشه

پ.ن:
ویدئوهای یوتیوب رو میشه
از اینجا دان کرد
http://www.tubeleecher.com

پ.ن:
منبع طراحی چروک لباس
مجله های مد لباس

پ.ن:
اونقدری که درست طراحی کردن لباس مهمه
هر کمیک استریپ سازی روزی یه طراح لباس میشه

پ.ن:
باورتون میشه انیمیشن ناروتو رو تو فتوشاپ طراحی کردن؟
این لینک چنل یوتیوب انیماتور اصلی تیمشونه
http://www.youtube.com/user/klFiretears?feature=watch

 


 
 
زمستان عجیب/یک مرثیه ی هسته ای
نویسنده : سعیده - ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٦
 

زمستان عجیب

سلام آقای تدبیر

آقای امید

آقای هورا

آقای شعار

سی دی ات مبارک

چشمانمان روشن

 

***

تو امروز می خندی و من

این شاعر گریان

شعر سپیدم را

سیاه می سرایم

تا اعلام عزای خصوصی کنم!

و کامم را

به حلوای مرگ احمدی روشن

-که همین امروز کشته شد-

تلخ کنم!

***

امروز همه خوشحالند

از اوباما و نتانیاهو گرفته

تا همین حاجی شهرمان

که سجده شکر کرد

"خدا را شکر امروز

بنز ارزان می شود"

و دلّالی که فریاد می زد:

"تا مرغ ازان هست

زندگی باید کرد"

و شلیته ای خنده که

" ساپورت پوستی

با نخ بیست درصد چند؟"

***

بخند!

به آرزویت رسیدی

دیگر

سانتریفیوژها نمی چرخند

سانتریفیوژها

از پشت تیر خورده اند

و امروز آمانو

دهان معصومشان را پلمپ کرد

تا کیک زرد دهیم و

اُوره(!) بسازیم هر دم!

***

خیالتان تخت

سانتریفیوژها

آرام

در تابوت مصلحت خفته اند!

تا شما هر روز

به رقص ثانیه ها بچرخید

و برایشان

فاتحه سعدآباد بخوانید!

خیالتان راحت

خِرخِرهء قُم

در دست نیویورکی هاست

با آن لبخند های شیرین و

ریش های پرفسوریشان!

***

نگران خزانه خالی نباش

قرار است بابا کری

یک مشت دلار کثیف

به قیمت تحفه نطنز

برایتان حواله کند قسطی

تا خزانه چشم های ما

لبریز شود از درد!

دیگر غم مخور

هل من ناصرت را شنیدند

روزگار کشور سیاه نیست!

سیاه

حال پدرم بود

-هم او که هشت سال خردل ساخت برلین را خورد -

هم او که امروز روی ویلچر

نوش داروی ساخت مرکل را تُف کرد

و اندکی بعد

با دیدن فردوی خاموش

تشنج کرد و لحظه ای جان داد!

سیاه

روزگار مادر بود

که گوشه روسری در دهان می برد

تا دشمن

صدای دردش را نفهد آقا!

سیاه

حال مردم خان العسل است

که توله سگ های سعودی ز این پس

بیشتر زهر خورشان خواهند داد

سیاه

حال زنان الزهرا است

که قرار است

پشت دروازه های سوخته شهر

به دیوار تاریخ

میخکوبشان کنند!

سیاه

حال شعر سپید من است

که قصد انتحار

میان خفته ها کرده است!

***

چه زمستان عجیبی

دست ها در جیب

به ترس خروج

دهان ها بسته

ز سوز سکوت

زبان ها مسلول

ز بیم یک فریاد

و چشم ها افتان

چو کور یک بی داد!

***

چه زمستان عجیبی

با نه دی شور گیرد و

در سی دی

مُهر بر دهانش کوبد!

چه زمستان عجیبی

تمام سروها یخ بسته و

پسته های رفسنجان

شکوفه داده اند امروز!

چه زمستان عجیبی

...

 

سلمان کدیور


 
 
ُسیاره ای به نام اصفهان/عکس از فریبرز علاقه بند
نویسنده : سعیده - ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٦
 


 
 
اینم از این؛ بزرگش کنین ببینین چقد اون فنجون (چایی/قهوه) ای که ریخته باحال شده
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٦
 

کلیک می بزرگد

پ.ن:
من زره پای این ریختی رو دوس دارم
شبیه شلوار دمپا ئه :دی

 


 
 
حاصل دسترنج امشب/یک ساعت و نیم/یونیفرم بدون کت تکپوش و تمرین حرکت و سرعت
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٦
 

پ.ن:
یاسر دونده خیلی شاسکول شده ولی خیلی ازش یاد گرفتم

پ.ن:
آخی! چه پارچه سخته
جیووانی فلانی که سیما معرفی کرده بود یه کتاب طراحی اندام پوشیده و لباسدار داره که باید برم به دنبال شکارش

جز اون چند تا ویدئو تو یوتیوب دیدم. 3 تا مکتب کشیدن پارچه دیدم که اولی تفکر به نقاط کشش لباس بود، دومی تفکر به نور تابیده روی لباس بود، سومی گذاشتن خط های چین و تا و بعد، محو خط های راهنما با سایه بود

پ.ن:
این همه چیزای خوب تو یوتیوب هست
چرا فیلتره؟ یا مثلا دوینت آرت! چرا فیلترن؟
این دو تا دانشگاه نقاشی اینترنتین برا من

پ.ن:
چی میخواستم بگم؟

با توجه به اینکه خیلی داره میدوئه ولی اصلن معلوم نیست داره میدوئه! :دی
انگاری که وایساده در مقابل باد و یه پاشو گرفته بالا  :دی


 
 
کادر بندیش رو دوس دارم/کلیک می بزرگد
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٦
 


 
 
و دست رو اصلاح کردم/کلیک می بزرگد
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٦
 

پ.ن:
کتاب حاشیه رو می بینید
زنده باد انتشارات یساولی

یه گنجینه ی استاک از انواع و زوایای دست و بالاتنه

گرچه همه ی زنها حذف شده بودند!
اما بخش هایی که از دم تیغ سانسور دررفته باقی و به جا مونده بودن

به حد کافی توانایی راه گشایی دارن

بخریدش، خیلی کتاب خوبیه
زنده باد یساولی
پلیز کتاب منم چاپ کن یساولی
ببین چقد برات تبلیغ میکنم آقای یساولی
این چه وضعشه برادر یساولی

:دی

پ.ن:
آدم اگه کلکسیون کتابای یساولی رو داشته باشه
اگه کلکسیونر یساولی ها باشه، تقریبا تو طراحی و نقاشی بی نیاز میشه


 
 
این تمرینا رو زدم/پوزیشن دست،، یقه مردونه و اسکچ کادر های بقیه/ کلیک می بزرگد
نویسنده : سعیده - ساعت ٥:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٦
 

از عکس های اینترنتی برای سورس استفاده کردم

شاتر استاک + veer + 123rf

راستی برای همه ی کت های مردونه ی پشتیبانی ای  که محبت شماهای مهربون به سمتم فرستادین
اشک در چشام حلقه زد ^___^

کتابجان مرد ولی کت مردونه نمرده است

به خصوص سیم سیم جان و هولدن گارفیلد جان
تنک یو گایز

>^.^<

<3


 
 
قبل اینکه شروع کنم این بود/کلیک می بزرگد
نویسنده : سعیده - ساعت ٥:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٦
 


 
 
دست گرمی سرگرمی بی هدف مانگا/ دمپایی تزئینیست :دی
نویسنده : سعیده - ساعت ٥:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٦
 

پ.ن:
شاید به ظاهرش نخوره ولی نوعی قولنج شکونی محسوب میشه 
زیرا که از بس طبق هویت شرقی دماق های آفساید کشیدم دماق کشی دست و مدادم پوسیده

پ.ن:
کلیک نیز می بزرگد


 
 
کدوم یا هیشکدوم؟
نویسنده : سعیده - ساعت ٥:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٦
 

پ.ن:
کلیک می بزرگد

پ.ن:
این نیز مدادرنگی اشباع بر کاغذ پوستی روی مقوای تیره


 
 
کدوم خوشایند تره؟ دلپسند تر و دلپذیر تره؟
نویسنده : سعیده - ساعت ٥:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٦
 


به نظر من دومی توهماتی تر و خَش تره
انگار وسط یه خواب یا کابوسه
توش سرگیجه و چرتی بودن هست

اولی برای زنده تر شدن یه ته رنگ زرد، کم داره
مث واقعیت لخت و پوست کنده، تلخه

 

پ.ن:

سفید مطلق
سفید ترین سفید

«سفید تیتانیوم» ـــه

انگلیسیا بهش میگن «تای ته نی ئِم   وایت» یا چیزی شبیه به این


 
 
کشف سیم سیما/ اشباع کاغذ پوستی با مدادرنگی
نویسنده : سعیده - ساعت ٤:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٦
 

با این روش سفید مطلق و سیاه مطلق دیگه سفید و سیاه زمینه نیست

سفید و سیاه مدادرنگیه. سفید مدادرنگی به نحو فعالی استفاده میشه

جلوه ی رنگهای خالص هم بیشتره

البته با خودکار ژله ای سفید، بعضی تأکید های اثر نور و برق و برف رو اضافه کردم

کلیک بر عکس می بزرگد


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ٤:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٦
 

من این روزا دارم به این فک میکنم که سرعت خرش کتاب باید با سرعت خوانش کتاب هماهنگی داشته باشه، دهه!


 
 
entomology
نویسنده : سعیده - ساعت ٤:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٦
 

مام:    تا مهلت باقیه دانشگاه آزاد واحد تنکابن ثبت نام کن. ارشد حشره شناسی بخون!
من:    :|
مام:   تو که حشره دوس داری!
من:    :|

پ.ن:
خداییش تنهایی میشینه این فکرا رو میکنه؟


 
 
snow exam
نویسنده : سعیده - ساعت ٤:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٦
 


همیشه سالی که من کنکور داشتم یه سال برفی بوده
سالی که دنیا اومدم
سالی که کنکور تجربی دادم
سالی که کنکور هنر میدم

پ.ن:
سازمان سنجش رأساً خودش به من اس ام اس داده

پ.ن:
یه غلطا
زمان ما مگه این جوری بود!؟

پ.ن:
مژدگونی ها رو رو کنین که...
کنکور ارشد یه هفته عقب افتاد!
عاشقتم
شرایط جوی جون :دی

 


 
 
snow exam
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٥
 

همیشه سالی که من کنکور داشتم یه سال برفی بوده
سالی که دنیا اومدم
سالی که کنکور تجربی دادم
سالی که کنکور هنر میدم

پ.ن:
سازمان سنجش رأساً خودش به من اس ام اس داده

پ.ن:
یه غلطا
زمان ما مگه این جوری بود!؟

پ.ن:
مژدگونی ها رو رو کنین که...
کنکور ارشد یه هفته عقب افتاد!
عاشقتم
شرایط جوی جون نیشخند


 
 
آن جای خالی که منم را محکم بفشار
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٥
 

:|


 
 
عایا کسی نمانده که یاری کند مرا؟ اینجا میان این همه لشکر اگر یکیست؟
نویسنده : سعیده - ساعت ٤:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٥
 

عایا در کل این عالم مجازی کوفتی یک کت مردونه ی مچاله شده روی میز وجود نداره که من از روش نقاشی کنم؟
عایا حتی استاک های تصاویر منبع رو هم باید خودم بسازم؟
عایا من کت مردونه از کجا بیارم اصولا؟
کتابجان الهی نور به قبرت بباره
کجایی که یادت بخیر
امدادرس بودی

پ.ن:
عباس بهنیا یه بار حرف خوبی زد
گفت نقاشی شیشه و پارچه
دشوارانگیزناکترین نقاشیه


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٤
 

آتشفشان خشم ملت های دربند است
حبل المتین توده های آرزومند است


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٤
 

شهید دادیم و هسته ای شدیم و حالا هسته ای (شدن/بودن/ماندن) مان پرید!
مسأله پیچیده ای نیست
الباقی لفاظی و بازی با کلماته


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ٤:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٤
 

میگما چرا آخراش باید قافیه داشته باشه اصن؟

چرا اولاش قافیه نداشته باشه؟ ها کاکو؟


 
 
طنز توضیح و تفسیر، گنجیده در یک حرف به شدت بدون ربط هست
نویسنده : سعیده - ساعت ٤:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٤
 

کسانی که شعر کلاسیک بلد نبودند معمولا شوخی های خودشون رو هم طول مصرع اورجینال توی شعر نوی نیمایی معروفی می چیدن
البته کار سختی نبود به اعتبار اینکه نصف راه رو شاعر قبلی رفته بود

پ.ن:
قند پهلو ها رو توی برنامه ی روزانه ام تحت عنوان کلاس شعر به بند محاسبه می کشیدم
گرچه جو شوخ طبعانه بود ولی ناصر فیض و شهرام شکیبا جا به جا از معلمانه بودگی کم نمیذاشتن

پ.ن:
ضربه ی شاعرانه و پرش ذهنی و شعر دست و پا سر جا

پ.ن:
من چقد تپق تایپی میزنم :دی


 
 
دقت کردین رئیس جمهور نوی تونس «مهدی جمعه» است؟
نویسنده : سعیده - ساعت ۳:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٤
 


آدم پای تلویزیون که به قصد عربی تمرین کردن می شینه دلش دائم تحت فشاره
حیف از تونس دل در گرو اهل البیت بسته است که اوایل موس موس کن در خونه ی فرانسه شه و حالا بشه لونه زنبور سلفی های خون تشنه
هرچی خاک مصر سفله پرور و جن پرست و هرم دار و گند دماقه و ایضا مردمش، تونس فاطمیون، تونس قشنگ، تونس عاقل و لطیف عمرا مصرانه نیست
از آشناهای تونسیم اخلاق خوش و لهجه ی خوش طنین و دستپخت بی رقیب سراغ دارم. از مصری ها البته بد ندیدم ولی همه بزرگتر های مصر دیده بهم میگن
مواظب انگشتی که تا انگشت تو عسل فرو کردی و تو حلق مصری جماعت بردی باش که کروکودیل صفی نهادینه ای در اعماق ضمیرشون دارن
پریروز داشتم به خودم می گفتم مصر یه سر سلفی گریه یه سر غربی گری. گه گیجه گرفتن نداره، می گردی گزینه ی چهار رو پیدا میکنی، هیچکدام
بعد با خودم می گفتم چه خوب شد ایران حداقل دو سر سوخت نیست معامله ی بازارش، که کانال رو چرخوندم و ظریف و روحانی رو تماشا کردم
ایمیل هام رو چک می کردم و قربون صدقه ی تونسی ها می رفتم و سوت میزدم و پام رو می خاروندم که یهو خشکم زد
سر بلند کردم و ظریف و روحانی رو تماشا کردم و شک کردم که عایا از ما هم یه روزی اینقدر فقط پوسته باقی می مونه که مثل مثل دوسرسوخت شیم؟


 
 
که تا سپید شود روی هرچه بی هنر است
نویسنده : سعیده - ساعت ٤:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱۳
 

یارو نوشته طراحی روی تیشرت، رسانه ای تأثیر گذاره :|

اون یکی یارو نوشته برای عکاسی از حشره های ورجه ورجه کن مث ملخ قبل عکس گرفتن اونا رو چند ساعت بذارین تو یخچال :|

برای عکاسی از پرنده های کوچیک ورجه ورجه کن مث جوجه هم اونا رو تو دست بگیرین و به شدت تکون بدین!!! الهی مادرت بمیره! فک کن جوجو رو بگیری تو دستت عین رانی تکون بدی! مگه من شمرم؟ مگه تو شمری؟ الهی بمیرم جوجو. اوخی :(

پ.ن:
یاروی شماره یک:مسابقه سیتی شِرت مجله خطخطی
یاروی شماره دو:رامین کاکاوند تو آموزش نورپردازیش

پ.ن:

مملکتو دادن دس کیا :|


 
 
قبل از غزل آخر، حداقل 2 بند دیگه لازم داره/تمرین دوساعت این هفته/گفت و شنفت واره
نویسنده : سعیده - ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٢
 

..../..../...

غرق خون پیکر بیاریم و شما...
خویش را بی سر بیاریم و شما...

از بقایای قلندرهایمان
خاک و خاکستر بیاریم و شما...

تا افق، تا چشم یاری می کند
اکبر و اصغر بیاریم و شما...

..../..../...

تا خدا، تا عالم باقی بپاست
تا شتاب و شوق و مشتاقی بپاست

تا برای شیوه ی عاشق شدن
چون شما مستانه مصداقی بپاست

تا خودِ بی انتها در بین ما
عهدی و ناگفته میثاقی بپاست

..../..../...

ای شما، یاری ترین یارای درد
زخمه ی پیشانی سیمای درد

ای شما شمع و گلستان و شراب
سرو و حوض و ماهی و افرای درد

ای شما هر جور شاعر پیشگی
اسم رمز مستعاری جای درد

..../..../...

گر زدم گه جاده خاکی زین صراط
گر مرا تند است، شیب انحطاط

گر که دیدی در دبستان دلم
صفر، از دم، نمره های انضباط

گر همه جاهای وبلاگم هنوز
شعرک بی ترمز بی احتیاط

سر بر آوردن بیاغازیده است
با هر احساس غلیظ و پر ملاط

گه گداری گر شبیه بی غمان
خاطرم دارد زیادی انبساط

گر گروه خون من گاهی چنان
با شما دیگر ندارد ارتباط

گرچه قلبم پاره ای آجر شدست
یا ندارم شمعدانی در حیاط

باز هم از فرق سر تا شست پا
هر رگ و غضروف و مفصل، هر رباط

با سراپای مساحت های خود
هرتپش، هر گوشه، هر اقصی نقاط

می شود با قطره اشک شعرتان
مرغ جانم غرقه ی بحر نشاط

جز شما، پرچم سیاهِ خاطرات
نیست مضمون جدیدی در بساط

..../..../...


 
 
استرس شیرین نسخه خونی و دوندگی
نویسنده : سعیده - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٢
 

اولین کار آدمو یساولی یا میردشتی اگه دست بگیرند خیلی افتخاره
خدا کنه قبول کنن


 
 
آخیش! چه خلوت شد! حالا مونده ترجمه
نویسنده : سعیده - ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱۱
 

فوت های کوزه گری اینفوگرافی های رئوف از نظر من اینان:

- پترن های راه راه اریب و چارخونه برا تنوع چشم
- رنگ های مکمل
- فونت های زنده
- نوشته های سیاه یا سفید
- استفاده از انواع نمودار و نقشه و نماد
- تا جای امکان متن های خلاصه
- یه متن توضیح اصلی هم زیر اینفوگرافی


 
 
سمج ترین، تلخ ترین حالی که هر روز باهام تو عمرم قدم میزنه
نویسنده : سعیده - ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱۱
 

همین طور که کتاب TESS به آخراش میرسه و قصه ی من برا خودم اینقدر تلخ تکرار میشه
وقتی چشمم از روی اینا رد میشه که he had nothing to wish for in life
صدای شتاب خون رو پشت پرده ی گوشم می شنوم و انگار بیخ خرخره ام رو دست های ندیدنی چسبیدند

روزهایی که که می اومدن و می رفتن و میان و میرن
تنها امیدی که منو وادار به نکشتن خودم کرد این بود که 12 ای در کاره.

چه چاره ای براتون می مونه در مقابل آدمی که همه چیز زندگیش رو باخته و یه هیچ  ِ مطلق کف دستش داره
آهای ترس! غم! نفس! دشمن! گذشته! عشق! کوفت! زهر مار!
چه چاره ای براتون می مونه با من، آدمی که روز و شب به بزکش تنفس مصنوعی میده، ماساژ قلبی میده؟

بزک! نمیر! بهار، میاد؟

 

پ.ن:
خنجر ترین کتابی بود که تا به امروز عمرم خوندم

پ.ن:

At the end of the day, I WILL run away to you


 
 
عایا امر به معروف و نهی از منکر اصولا چیه؟
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱۱
 

یارو هی شکر می ریخت هی چایی شیرینشو هم میزد
چشید دید خیلی شیرین شده
شروع کرد در جهت معکوس هم زدن!

چه ربطی داشت؟ عرض میکنم
به نگر من، معنی تیتر گرامی امروز، تولید جو عملیات روانیه
این، کار هنرمنده.
هنرمند
هنر

 

پ.ن:
تا اینجای کار عالم،
در جهت معکوسش به چشم و گوش همه آشناس
امر به منکر، نهی از معروف
خب، تنها کاری که لازمه اینه که روند رو برگردونی

پ.ن:
اما حواست باشه منطق دکارتی هم زدن چایی شیرین در جهت معکوس یخه ات رو وسطای کار نگیره


 
 
squeez
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱۱
 

از کف آسان ندهم؛ سلسله ی موی تو را ! من به رضوان ندهم، خاک سر کوی تو را !


 
 
f2f
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱۱
 

دلم میخواد در شرایطی که یک انسان فکسنی نباشم با خود برترم روبرو بشم

 

پ.ن:
جلد یک اصلن تو ترجمه های شهرزاد نیست
از دو شروع میشه

چار صفحه شو ترجمه کردم.
خوندم و با دوربین سه چار تا رکورد گرفتم

کتاب صوتی بهتره، شانس خونده که نه شنیده شدنش بیشتر
الآن باید صدای این فیلمو از روش بکنم؛ عایا چجوری؟

پ.ن:
عایا من لهجه م انگلیسیه یا امریکاییه؟
جالبه کسی که اعتیاد به پرس تی وی پیدا میکنه هم بریتیش می فهمه هم امرکن
حرف زدنشم هم بریتیشه هم امرکن

:دی


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ٢:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱۱
 

یه دوش بگیرم بخوابم

این جوری که نشد

چیه این فرم نافرم جغد مسلکی شب بیداری

آدمیزاد باس مرغ سحر باشه

وقت نماز منو با لگد بیدار کنین لطفا

حتی شما دوست عزیز


 
 
کتابهایی درمورد سلفی ها، وهابی ها و تکفیری ها
نویسنده : سعیده - ساعت ٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱۱
 

این کتابا بر می گرده به اولین دور آشنایی من با وهابیت
وقتی که نوزده ساله بودم. عازم مکه بودم. باید بلد می بودم از خودم مراقبت میکردم
اینا همه خاطره ها و تحقیق های دانشجوهاییه که به حج می رفتن

هی روزها میاد و وهابی ها جلوتر میان. امروز که داشتم عراق رو تماشا می کردم
راجع به عاجز بودن خودم فک می کردم.
کل کاری که من میکنم دو تا آبرنگه و همین.

پیش نویس ترجمه ی اینا که یه عالم خاک روش نشسته رو امروز از تو کتابخونه کشیدم بیرون
دو سال پیش با شهرزاد یه سری کارهای خام رو اینا کردیم

باید بشینم ویرایششون کنم
جمله بندی هاش تو باقالیاس
اون موقع من زبانم به خوبی الآن نبود و بیشترین اتکام رو شهرزاد بود. متنمو دادم بهش، بازنویسی کرد، کلی پول گرفت ازم. خیلی پول
منم که کله ام به این جور چیزا نمی گرفت همون جا ولش کردم

کار زحمت داری نیست

مثلا روزی دو تاشو میتونم برم. بعضی جاها رو باس اساسا از اول بنویسم

ولی بهتر از هیچیه دیگه

همون آبرنگا هم هست

خنده داریتش این بود که اون پسره ی خونین و مالین رو که تحقیق کردم دیدم از تروریستای داعشه
:دی

البته اینا هم جای غصه داره که مسلمون میانه حال رو تحویل می گیرن و جانی آدم کش دشمن علی تحویل میدن

گرچه هر کسی آمادگی دشمن علی شدن نداره

مگه شهر هرته؟ مگه عالم زر وجود نداشته؟ مگه نطفه ی پاک دشمنی علی میکنه؟

چه میدونم والا
باید بتونم قوی باشم
بزرگترین نقطه ضعف من وخت تلف کردن و ترسویی و پشت گوش انداختن کاره

که هرکدومش یه تنه یه فیلو از پا میندازه

باید قوی باشم

حداقل میتونم از رو نرم و ته تلاشمو بکنم

کتابا اینان که خوشحالیم اینه که ایبوکش رو نت هست:


دانلود رایگان کتاب درباره آیه تطهیر (سپیده دم 20) - (نویسنده:ناصر مدنی
دانلود رایگان کتاب حقیقت تقیه (سپیده دم 19) -
(نویسنده:عبدالرحیم پارسا)
دانلود رایگان کتاب تبرک (سپیده دم 18) - (
نویسنده:محمد رضا اسلامی)
دانلود رایگان کتاب کدام شرک است؟ (سپیده دم 17) - (
نویسنده:عبدالرحیم پارسا)
دانلود رایگان کتاب لعن و سلام (سپیده دم 16) - (
نویسنده:صالح حائری)
دانلود رایگان کتاب گنبدهای سپید بقیع (سپیده دم 15) - (
نویسنده:محمد الیاسی)
دانلود رایگان کتاب گزارش های پس از غدیر (سپیده دم 14) - (
نویسنده:محمد الیاسی)
دانلود رایگان کتاب عشره مبشره (سپیده دم 13) - (
نویسنده:صالح حائری)
دانلود رایگان کتاب عدالت صحابه (سپیده دم 12) - (
نویسنده:صالح حائری)
دانلود رایگان کتاب صورت مساله (سپیده دم 11) - (
نویسنده:محمد الیاسی)
دانلود رایگان کتاب سه تصویر از یک تابلو وارونه (سپیده دم 10) - (
نویسنده:محمد الیاسی)
دانلود رایگان کتاب خدای ما و خدای آنها (سپیده دم 9) - (
نویسنده:صالح حائری)
دانلود رایگان کتاب حقیقت مهدویت (سپیده دم 8) - (
نویسنده:صادق محمدی)
دانلود رایگان کتاب حقیقت زیارت، گفتگویی در کویت (سپیده دم 7) - (
نویسنده:صادق محمدی)
دانلود رایگان کتاب حقیقت توسل (سپیده دم 6) - (
نویسنده:صادق محمدی)
دانلود رایگان کتاب حقیقت توحید و شرک (سپیده دم 5) - (
نویسنده:صادق محمدی)
دانلود رایگان کتاب جان پیامبر (سپیده دم 4) - (
نویسنده:حسین ناصری)
دانلود رایگان کتاب پاسخ چیست؟ (سپیده دم 3) - (
نویسنده:حسین ناصری)
دانلود رایگان کتاب پاره تن (سپیده دم 2) - (
نویسنده:حسین ناصری)
دانلود رایگان کتاب برای داوری (سپیده دم 1) - (
نویسنده:احسان نظیفی
)

 

پ.ن:

استدلال دیروز سعید جلیلی توی رجانیوز جور عجیبی توی منطق من جا خوش کرد
خیلی ملیح و متقن بود


شهید را مرده ندانید؛

زنده است و جیره خور پرورندگارش است،

دلشاد است و به پشت سر جاماندگان مژده می دهد،

می گوید نترسید و دل افسرده نباشید


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٠
 

ما الآن تنها میوه ی خونه‌مون خیارشوره


 
 
ناز شده نه؟ مال دیروز ظهره /کلیک می بزرگد
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٠
 


 
 
بترکی سیما نشونم بده چی کشیدی بینم نامرد :( من گشنمههههههههههههههههههههههههههه
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٠
 


 
 
اینفوگرافی کشمیر/یکی از کارای رئوف
نویسنده : سعیده - ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٩
 

لینک:

http://saeideh12345.persiangig.com/photoshop/kashmir_info_graphics_by_sheikhrouf23-d6uxu88.jpg

 


 
 
The sadness, The fear
نویسنده : سعیده - ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٩
 

برای اشقیا مهم این است که شهدا را حذف معنوی کنند. یعنی خوف و حزن؛ و خط دلهره و دلسردی را  جایگزین خط ایمان و امید کنند.


 
 
No sadness, No fear
نویسنده : سعیده - ساعت ٧:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٩
 

شهید را مرده ندانید؛ زنده است و جیره خور پرورندگارش است، دلشاد است و به پشت سر جاماندگان مژده می دهد، می گوید نترسید و دل افسرده نباشید


 
 
خلاصه ی رسا و فهمیدنی خیانت ژنو/دانلود فایل صوتی/حتما بشنوید
نویسنده : سعیده - ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۸
 

http://s5.picofile.com/file/8109996076/Rasaei_Tavafogh_Geneva.mp3.html


 
 
انا لله و انا الیه راجعون؛ حق مرد. حق را به کشتن دادند.
نویسنده : سعیده - ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۸
 


..../..../..../..

خدابیامرزدِت، مرگ تو ماتم ماست
«انرژی هسته ای، حق مسلم ماست»

خدابیامرزدِت، شعار بچگی ها
میدونی! بی مرامی، مرام عالم ماست!

با مردن تو دق کرد، هرچی چی حیا و غیرت
دلار کشیده پایین، دوره ی بی غم ماست

خدا بیامرزدِت، دویست تومن بسته ای
تو رفتی و بعد تو، نوبت پرچم ماست...

«ایالت شونصدم، متحد قدیمی
آژان این محله، ایرانم آدم ماست!»

مُردی ولی تن (هـ)ــا رو، کک(هـ)ــا نمی گزیدن
بخواب! اینجا کویته، گرچه جهنم ماست

میام به دیدنت با، گل و گلاب و حلوا
نور بباره به قبرت، حق مسلم ما...

..../..../..../..

پ.ن:
T-T
:(


 
 
توافق ژنو چای
نویسنده : سعیده - ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۸
 

..../..../...

عهد قاجاری پر است از بی کلاس
پر ز شاهان لش و چتر و پلاس

هر یکی محبوب تر از دیگری
با توافق های ننگین و قناس

بی خیال، عمراً اگر روزی شود
حالمان با آن مشابه یا مماس

در تخیل هم نگنجد گر کنم
قصه ی آن دوره با حالا قیاس!

شاکلید ملتی در دست تو
هر زبانی گفته روحانی سپاس!

خانم منشی فلان، از دفتر
جان کری، اشتون، اوباما، هی تماس

می گرفته، پشت هم، منت کشی
برده از هر مرد و زن هوش و حواس...

گور بابای همه آیندگان؟
پاسخ خون شهید و حق ناس؟

افتخار هیئت عقل وطن
رفع تحریم پژو با التماس!!!!

فرق ها دارد ز تدبیر و کلاس
ترکمان چای و ژنو چای از اساس...

..../..../...


 
 
دو به شک بین این دوتام و هیشکدوم محبوب دل من نشد
نویسنده : سعیده - ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۸
 


تشت رسوایی که بانگش گشت پخش
سرفرازی رفت از رستم، ز رخش

برده شد توی ژنو حتی ز کوروش آبرو
شهریاری، تو یکی ما را ببخش

پ.ن:
یا مثلا این که تقریبا همونه

تشت رسوایی صدایش گشته پخش
سرفرازی رفته از رستم، ز رخش

برده ایم اندر ژنو حتی ز کوروش آبرو
شهریاری جان، شما ما را ببخش

پ.ن:
..../..../...


 
 
مرگ بر قلم چی!
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٧
 

من واقعا نمی تونم 8 ساعت در روز درس بخونم
جنساً و ذاتاً و هویتاً! نمی کشم
فوقش پنج ساعته!


 
 
نظرسنجی: اگه لامپ دسشویی منفجر بشه چیکار میکنین؟
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٧
 

من، منو خفن سورپرایز کرد! پوکیدن لامپ دسشویی تو اون هیر و ویر و تنگنا عایا خنده داره عایا؟ :|


 
 
آبرنگ مهمه.تمرین میخواد.صبوری هم میخواد.جرأت هم میخواد.ذوق نصفه شبانه هم میخواد
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٧
 

لینک:

http://saeideh12345.persiangig.com/paintings/bahman92/IMG_1591.JPG

پ.ن:
آدم تو آبرنگ، آنالیز نور و سایه رو شیرفهم میشه و جرأت رنگ برگشت ناپذیر گذاشتن رو یاد می گیره

پ.ن:
آدم غیر اون، البته یاد می گیره سفیدی رو تا لحظه ی آخر چرک نکنه...

^____^


 
 
در تنگنای حیرتم، از نخوت رقیب :دی
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٧
 


 
 
مسافرت
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٧
 

اون احوال بسیار جالب آدمیزاده که هی بردنی ها رو از قلم میندازه و کیف دستی سبک می کنه

با خودم فقط خودمو می برم

پ.ن:
ادامه ی بقیه ی مسافرت حتی بدون این مدادنوکی خوش دست صفرهفت کمر آبی، حتی

پ.ن:
من برا شبای مسافرت جون میدم

پ.ن:
خون هم میدم :دی


 
 
کاریکاتور روحانی و ظریف و اشتون و اوباما
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٧
 

لینک:

http://saeideh12345.persiangig.com/paintings/bahman92/IMG_1587.JPG

لینک:

 http://saeideh12345.persiangig.com/paintings/bahman92/IMG_1588.JPG

 

لینک:

 http://saeideh12345.persiangig.com/paintings/bahman92/IMG_1585.JPG

پ.ن:
کلیک نمی بزرگد :دی


 
 
مچاله های مسیر
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٧
 

تا گوساله گاو بشه؛

و در آخر، اوباما هنوز ده درصد هم خودش نیست و حداقل یه ست دیگه کار داره
بعد، کنارهم گذاشتن و اجرا و رنگ گذاری
شکر! تمرین! بیشتر!

پ.ن:
گرچه اگه این سری OC ها تصویب بشن دیگه کارم راحته


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٧
 

 

بـــردن یــادت ز دل مـــا را روا هـــرگز مبــاد


 
 
مرغک جان مرا میل فراسوی تو نیست
نویسنده : سعیده - ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٧
 

دل آشفـته مـا را حـــذر از روی تـو نیست

این گـدا را گذر از خـاک در کوی تو نیست

چه نیــاز از قفس و دانه و دام است تو را

مرغک جان مرا میل فرا سوی تو نیست


 
 
هوس عکاسی از باغ و بهار و گل و مرغ
نویسنده : سعیده - ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٧
 

یه کاتالوگ 180 صفحه ای دستم رسیده از گلفروشی pulbrook & gould لندن و عکاسی های فوق العاده ی david montgomery از گلها

کلی یادداشت ازش برداشتم

گلفروشی ایه که تمام خدمات خاندان سلطنتی انگلیس رو انجام میده

میشه گفت سرشناس ترین گلفروشی دنیاس

راز موفقیتش اینه که توی گل آراییا از گلها و علف های وحشی استفاده میکنه

دارم فکرشو میکنم چه حس لطیفی داره از یه محبوبی، سبد گلی بگیری که لابه لای گلهاش با تمشک و بابونه ی وحشی بهت خاطره تزریق میکنه


 
 
بهار و زمستون ها، سرد و گرم های دل هر نقاش
نویسنده : سعیده - ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٧
 

اینکه بتونی جلوی یأس قد علم کنی و یه نقاشی رو پنج بار بکشی و هی ویرایش کنی

این جرأت تمرین و خوی نبریدن

نفس عمیق کشیدن بغض فرودادن

اون شکاف بزرگ بین بغض لحظه ی پرتاب کردن مچاله ی یه اسکچ درپیت که سه ساعت روش کار کردی با لحظه ی برق زدن چشمت و شصت زدن و پریدن و بشکن زدن و تا بناگوش نیش باز کردن موقعی که از کار فاینال دلت آروم و راضیه

تحمل کردن این حجم انفجار حس داخل یه آدم، این ناامنی و امنیت هایی که یکی در میون توی تو میاد و میره

نبریدن

آدم رو نقاش میکنه


 
 
کارو که بدی دس پسرا نسخه ی نهایی یاسر میشه این غول تشن!
نویسنده : سعیده - ساعت ٤:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٤
 

میگه گردنشو کلفت کن، تنومند!

کلیک می بزرگد


 
 
ورکشاپ موقت جهت امورات سعیده ئیستانه (استودیو آماریوی مسافرتی :دی)
نویسنده : سعیده - ساعت ٤:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٤
 

میشه قربون صدقه ی همچین بوکه ای رفت!
ولی انصافا اینجا همه چیش آماریوئه
زرد زنده ی آفتابی آفتابگردونی

کلیک بر عکس ها می بزرگد

پ.ن:
بوکه، سوژه ی خارج از فوکوس را گویند
bokeh البته یک اصطلاح ژاپنی است
حالا چرا؛ الله اعلم بذات الصدور


 
 
مصائب شیش لایه ی در آوردن یه فیگور دوزاری حتی بدون یونیفرم
نویسنده : سعیده - ساعت ۳:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٤
 

اونقدر سرتقیت از خودم درمیکنم که پوز فیگوراتیو رو یه جوری بزنم جرأت از جا بلند شدن نداشته باشه

شب دراز است
قلندر بیدار

کلیک و بزرگیدن و الخ


 
 
این یه کاراکتر یه انیمه ی معروفیه که من نمی دونم کدوم انیمه ی معروفیه!
نویسنده : سعیده - ساعت ۳:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٤
 

آیا کسی میدونه این کاراکتر کدوم انیمه ی معروفیه؟

کلیک می بزرگد

پ.ن:
یه سری مداد رنگی پوسیده مال عهد بوق تو کشو مشو ها پیدا کردم
مداد رنگی های دهه شصتی ها رو باس یه عکس بگیرم نشونتون بدم چه ریختی بوده :دی

پ.ن:
یادته 12خان؟ چه فینگیلی بودم که مکیال المکارم دار شدم
گرچه به دل من چندان کتاب خوش صحبتی نیست
و اون لیستی که سنیور رائفی
از رو مکیال درست کرده
بیشتر به دیوار دل آدم پنجه می کشه

پ.ن:
صدای خروس های بسیاری از دور بلند شده! عنقریب صبح است
هن هن نفس زدنش بیخ گوشمه

پ.ن:
خدا خیر علی آقای عکاس باشی بده
این رم ریدره خیلی چیز خوش دستیه
سیمش حتی جمع میشه میره توش


 
 
the view
نویسنده : سعیده - ساعت ۳:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٤
 

پشت این پنجره
من
زندانیست

 

پ.ن:
کلیک می بزرگد


 
 
سروش خان که معرف حضور هستن! تو نسخه چیبی قرار بود بشه فاب یاسر
نویسنده : سعیده - ساعت ۳:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٤
 

کلیک می بزرگد


 
 
این کیه هی به من میس میزنه؟ :دی
نویسنده : سعیده - ساعت ۳:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٤
 

شمالیا به سقلمه زدن میگن «میس زدن»!

پ.ن:
طرز گپ پیَرانه


 
 
بی بی عمو
نویسنده : سعیده - ساعت ٢:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٤
 

یزدیا به عموی بزرگ میگن «آقا عمو»
به زنش میگن «بی بی عمو»!

پ.ن:
طرز گف مادِرانه


 
 
خخخ خـــخـــخ
نویسنده : سعیده - ساعت ٢:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٤
 

خاطره؛ خیال؛ خوشبختی.

پ.ن:
احکام عقیقه چه عجیبه


 
 
آخه این دریای آدم کی بودن؟
نویسنده : سعیده - ساعت ٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٤
 

امروز ختم یه خانومی بود که فامیل ما بود
تو عروسی پسرش اینقد رقصیده بود که همونجا افتاده بود مرده بود :|

پ.ن:
عایا واقعا چرا حتی گوینده اخبار شبکه سه فامیل مائه؟


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۳
 

مهتاب شب

که جامش از اختر لبالب است،

گر هر ستاره ماه شود

باز

شب، شب است.

 

پ.ن:
یک جمعه تو با ما سر میثاق نداری!


 
 
BMI :D
نویسنده : سعیده - ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۳
 

من با این حال که دختر خوش برش و تراشی هستم از قدیم الأیام تا کنون هماره «بی ام آی» ام در حد بچه غوله :دی


 
 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۳
 

الف قامت "ارباب" که بر میداری
این "رباب" است که میماند و تنهایی او


 
 
مگه یاسر طفل معصوم چش بود؟
نویسنده : سعیده - ساعت ۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢
 

روی گلگیر سفینه باید بنویسیم سلطان غم مادر :|


 
 
کاراکتر اصلی/ اسمشو میخوام بذارم یاسر! خوبه دیگه نه؟ یاسر! آق یاسر! داش یاسر
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢
 

 

کلیک می بزرگد

صرفا جهت اطلاع؛ اون یقه است، یقه! یخه! یخه!

فک میکنین نظر عمه خانوم ننه ی بغل دستیم راجع به این چی بود؟

نه خداییش فک می کنین چه کامنتی راجع به این داشت؟

اول که من می کشیدمش، اون هی قربون صدقه ی برادر یاسر ما می رفت(مگه خودت پدر برادر نداری)
بعد یه صدای عجیبی تولید کرد که من به سمتش نگاه کنم:دی
بعد یه ذره چونه شو خاروند
بعد دست کرد تو کیفش یه تبلت در آورد ئاه! این هوا

انگشت مبارکو یه جور جالب انگیز ناکی رو این جرثومه ی تکنولوژیک می گردوند
عکس یه بچه ای رو توش آورد یعنی در حد هسته ی خرما، ایش

هییی هییی هیی خنده ی ملیح تحویل من میده میگه ببین چقد شبیه نوه ی منه!
منو داری :|

یعنی آخه مملکتو دادن دس کیا :|

آخه واقعا چرا؟ :|

به خدا دوره ی احمدی نژاد این طوری نبودا :|

یعنی ای تو روحت روحانی که نمی دونم به چه زبونی مچکریمت کنم :|

 

پ.ن:

حالا وایسین تماشا کنین تا آخر چه فشار هایی به من میارن که اسم یاسرم رو به یه اسم «در انتها آ دار» تبدیلش کنن. یا میخوان بکننش آریا یا سینا یا دانا یا توانا یا قل مرادا یا گل باقالیا

ولی کور خوووندن! من در مقابل این سطحی نگری های مد روز مقاومت پیشه خواهم کرد! داش یاسر، نه یک کلام کم نه یک کلام زیاد

:|

 

 


 
 
زخم زبون/کاراکتر گناها
نویسنده : سعیده - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱
 

کلیک می بزرگد

اینو تو هواپیما کشیدم.
اگه دقت کنین آثار دست انداز و چاله چوله ی هوایی توش قشنگ معلومه
پیرزن بغل دستیم عمیقا معتقد بود که این یه جور قلیونه

و کلی تشویقم کرد که باریکلا که برعلیه قلیون همچین کاریکاتوری کشیدی
از ما اصرار و از ننه انکار :دی
کشمکش جلبی بود
اصن تماشایی

پ.ن:
تو فرودگاه من تو نخ یه روحانی ای بودم که بپرم جلوش پیش طرح گناها رو بهش نشون بدم
تا سر برگردوندم آب شده بود رفته بود تو زمین

این چه وضعشه، مسئولین رسیدگی کنن! مسئولین چرا رسیدگی نمی کنن؟!