دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
معکم معکم معکم معکم معکم معکم معکم معکم معکم معکم معکم معکم معکم معکم معکم معکم
نویسنده : سعیده - ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٩
 

جز شماها چه می شود گفتن؟
چونکه ممکن نمی شود گفتن

ای درودا! دم شما گرم است!
جز شما گر کسیست، بی شرم است

با شماهام، غم نمی فهمم
بیش از اینهام، کم، نمی فهمم

سر ظهری، ستاره آوردم
تازه، ابیات تازه آوردم

خوش ندارم کلیشه ای باشد
شعر باید که ریشه ای باشد!

ریشه ی من، جهان، شماهایید
غیر، خط خورده، «آن»، شماهایید

سایه و سایه بان، شماهایید
خودِ هفت آسمان، شماهایید

حمله ی فاقیه، غزل ماندن!
من چه گویم!؟ که «ــآن»، شماهایید :دی

 

پ.ن:

..../..../..

پ.ن:

سر دیگ لوبیا! خداییش شعر، فقط وقت آشپزی سراغ آدمیزادو می گیره :دی

حبوبات هم تاثیر داره ;)