دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
فراخوان یک معشوق نو نفس
نویسنده : سعیده - ساعت ٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٥
 

معشوق، سریالی در ستایش خانواده است

سریالی که با لبخند شروع شد و با لبخند تموم شد و وقتی تموم شد دلم قیلی ویلی می رفت

به قول یارو گفتنی وجلت قلوبهم شده بودم در حد تیم ملی

القصه سریال، به افتخار کسیه که همه کسته

نه عشق جزقاله کننده ی قدیمی نه عشق آبگوشتی تازه تأسیس

ات ده اند آو ده دِی، به افتخار اون کسیه که باهات می میمونه و از دلت کنار نمیره

مسخره است اگه آدم از پای یه سریال نیمه مبتذل کره ای بلند شه و به خودش بگه، کاجا، کامانه! من عشق و خونه و خونواده میخوام؟ یا مثلا بگه سارانگه سارانگه آنیا؟ ایجه، کیورون هادا؟ :دی

خاک می سر! مملکتو دادن دس کیا. ایمپرشن سریالای وطنی چیه اون وخ؟

خیلی قشنگ نوشته شده بود، گرچه فیلم های کره ای و هندی توی قشنگ بودن همیشه کم میارن. دوس داشتم، آره، عالی بود

جالبیتش این بود که یکی از شخصیت های اصلی کپی بودا بود، گرچه بودا نرم و نازک تره

و اینکه کره ای من خیلی پیشرفت کرده :دی خداییش بزنم به تخته داره

و دیگه اینکه، خیلی قشنگ بود، یه هیبریدی بین آپ و توایلایت بود انگار، یا با دل من حس هیبرید آپ و توایلایت رو داشت

 

پ.ن:

دیشب داشتم یکی از کاریکاتورای ماتیاس رو کپ می زدم که انحراف معیارم شروع شد و شروع کردم به همتراز کشیدن ازش با زندگی خودم

خودم و اکسسوار هام، سوسک، خروس پسر، 12جان، 1، 2، 3نونفس، مادره، پادره، علی، خونآشام، شیوا، پریسا، استاد شریف، آبرنگم، ویتامین سی، بودا الخ، چندین صفحه

کشیدن 12 و 1 و 2 و 3نونفس کنار هم انرژی خیلی زیادی آزاد کرد

12 یه مرد سبز تو سایه است که اکسسوارش کره ی زمین و ساعت و جانماز و مداده

اکسسوار 1 و 2 علاوه بر موارد تخصصی شون یه گرزه

گرز

دیروز راجع به ابزارای شکنجه ی قرون وسطی یی داشتم یه مقاله ی جالب وحشیانه می خوندم، باید چندتا از اون ابزارای شکنجه رو به اکسسوار 1 و 2 هم اضافه کنم

3نونفس البته کاملا تو سایه قرار داره و اکسسوارش هم یه علامت سوال بزرگه.

آیا من تعطیلم؟ آیا من تعطیل رسمی ام؟ آیا من تعطیل رسمی بین التعطیلینم؟ عایا؟

 

پ.ن:

امروز پول نهارم رو دادم چهارتا کوپیک مارکر لپ گلی خریدم و گشنگی کشیدم

اگه یه روزی یکی ازم بپرسه «شما؟» بش میگم من همونیم که پول نهارمو دادم کوپیک مارکر خریدم

یه سایه ی روشن گرین گری، دو رنگ پوست، روشن و سایه، با یه ماژیک بلندینگ خوش دست.

نکته ی دیگه اینکه چیپس شد هزار تومن! روحانی مچکریم :)))))

 

پ.ن:

پرونده ی غرفه ی سنگهای قیمتی هم به خیر و خوشی بسته شد.

خداییش تجربه ی فرح آمیز و خنده داری بود

دو سه روز خوشی بود

 

پ.ن:

بچه ها همین الآن یه کرم صدپای سمی از روی پام رد شد

این عوضیا آرواره شون سمیه

زیر لیوان زندونیش کردم

میگما اگه من تا صب نمردم که هیچ، مردم حلال کنین :(