دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
آرمیکایی
نویسنده : سعیده - ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۳
 

نشسته بودم یه چیزی زیر نشیمن گزم قیژ قیژ می کرد
تکون تکون خوردم دست بردم حس طلق داشت
کشیدمش بیرون بلند گفتم «ئه! the پوشه»
:دی

پ.ن:
مام تو دهنش افتاده بود به من میگفت آرمیکایی
که همون تلفظ لاتی آمریکایی خودمونه
من تا به امروز در مخیله ام هم نمی گنجید تا به این حد
در سطح ناخودآگاه آرمیکایی شده باشم
مام مثلا حتی می گفت، بارها دیده که تو خواب
به زبون انگلیسی به اهداف فرضی بد و بیراه می گفتم