دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
...
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٥
 

عارض = صفحه ی صورت، رخساره
(مثال: سمن/یاسمین عارض = آنکه عارض وی سفید چون سمن/یاسمین باشد)

بَرسیم = شبدر :)

کلمه ی دُهُلچی هم به چشمم ناز اومد که از اینجا دیدمش:

http://doholchi.com

اینو هم گوش بدین و برین در پناه باری متعال

http://doholchi.com/wp-content/uploads/2013/04/Shabe%20Vasl-Doholchi.Com.zip

 دلداده ی تحریر رفتگی هاشم 

شعر بهار و آهنگ درویش، بوی صدای  مشروطه، ته قاجار، بوی شد خزان گلشن الخ میده

 

به شب وصلت جانا دیوانه شدم
به شمع رویت جانا پروانه شدم

به مه روی تو من جانا حیران و ماتم
ز غم عشق تو شد جانا صبر و ثباتم

به حال من نگر دلبر دلبر
زار و نزارم جانا زار و نزارم

شیدای توام تاج سرم بیا به سرم
رسوای تو ام چشم ترم بنشین به برم

عاشقم کردی جانا دلم را بردی
به زلف سر کجت دلبر دلبر
گم شده دلم جانا گم شده دلم
به ماه عارضت دلبر دلبر
حل کن مشکلم جانا حل کن مشکلم

به شب وصلت جانا دیوانه شدم
به شمع رویت جانا پروانه شدم

به مه روی تو من جانا حیران و ماتم
ز غم عشق تو شد جانا صبر و ثباتم

به ماه عارضت دلبر دلبر
حل کن مشکلم جانا حل کن مشکلم