دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
ماکوپولوئیسم صد تا یه غاز
نویسنده : سعیده - ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٩
 

اصن میشه برم کره هنر بخونم. اونجا مثلا مان هوا یاد بگیرم، آخر هفته هام برم ژاپن تو ورکشاپ های آکی شرکت کنم. بخوای حساب کنی خیلی عملیه ها

زبان که بلدم، رفیقم اونجا زیاد دارم، شاید حتی بزنم تو کار وادرات صادرات :دی

کیه که دلش نخواد کیمچی تربچه بخوره، هون؟ یا مثلا کوکسو؟

اولین کاری که بعد رسیدن باس بکنم اینه که برم دفتر هیوون وو سان و کوین یه پرس سیر بزنمشون

 

تا وقتی پول قدرته و وقت پول میسازه و وقت من یه جای مجزا گیره هیچی نمیشه گفت

ماکسیمم بریکینگ ثرو ی آدم میشه آخر هر تابستون بعد قرون رو قرون گذاشتن چاهار روز مکزیک و بابا رو نگران دیدن که سعی داره چک کنه آیا من مالاریا گرفتم یا نه

 

اگر امتحان اقتضا کنه اگر خدا بخواد، 12 بخواد، سال بعد این طوری نخواهد بود

مثلا مرداد بعد، میشینم مث برق گرفته ها تو آینه به خودم زل زل چشقره میرم یقه ام رو می گیرم میگم «اتّوکه دنگویا؟»