دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
A travel loving pumpkin who once wanted to take photographs
نویسنده : سعیده - ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱۱
 

بنا به رسالت عکاسانه، در اولین روز افتتاح پام، دوربین به دست رفتم همایش 9دی دانشگاهیان.

برگشتنا، پارامونت، دنبال یه چکمه ی محکم برای حمایت از مچ پای همیشه ضرب دیده م بودم. البته این پارامونت رفتن و زیتون رفتن همیشه حکم کاور برای اهداف شوم ثانویه مو داره. ات ده اند آو ده دی، من اگه پارامونت باشم یا از کتابفروشی هنر دنیای خرد سر در میارم یا از لوازم عکاسی علی آقا.

در نهایت چیزهایی که بالاشون پول دادم فیلتر UV و باتری یدک و رم ریدر و چکمه و عطر و پیتزا بود. :دی

گرچه سه ساعت توی مغازه حرف می زدیم و سوال پرسیدم و اونم با حوصله و سواد و تجربه ی زیاد ریز به ریز جواب داد و بهم لنز و فیلتر داد که روی دوربینم امتحان کنم و یه عالمه سه پایه و خنزر پنزر های نورپردازی. کلی هم کتاب بهم معرفی کرد و کلی یادداشت برداشتم و کلی خیلی بسیار وری ماچ گریتلی چیز یاد گرفتم

واقعا دمش گرمه. ته صبر و هنر و حرفه ای گریه. راجع به آتیش گرفتن مغازه شون و کلکسیون دوربینای عتیقه و اینکه باید چیا رو چه جوری استفاده کنم

تازه کاشف به عمل اومد کاور عکاسی زیر آبی که نشون کردم 5 میلیون چوق وجه رایج مملکت پولشه. گرچه دوربین اکستریم کمپکت هفتصد تومنی هم هست ولی عکسش حرفه ای در نمیاد.

خلاصه ی یادداشتها رو باید سامان بدم

توی همایش از احمد نجابت دوست داشتنی با خودکار فیروزه ای پرتره اسکچی کشیدم. پشت سریم آخرش طاقت ناورد و آوخ و هورای خودشو بروز داد. مردم ما در حین تولید شدن یه نقاشی خیلی ذوق میکنن که جای تقدیر و خوشحالی داره

از پام قبل و بعد گچ عکس یادگاری دارم

پرشین گیگ هم گفته یه هفته میره مرخصی و خواسته شکیبا و همراه باقی بمونیم

الآن دارم روی بذر کدو تنبل کار میکنم و بدهکاری نذر جبران بزهکاریام رو صلوات صلوات میخونم

لذت دوش گرفتن بدون گچ و گونی و لذ پا در کفش کردن و لذت قدم برداشتن و گذاشتن اونقدر زیاده که آدم از ناشکری هایی مثل استرس داشتن و عدم برنامه ریزی خنده ش میگیره

امروز البته چیز خاص تازه ای یاد نگرفتم که چشمم رو بگیره

و آهان!

تله فیلم «سایه» رو دیدم که راجع به یه زوج عکاس بود که با نور و سایه  و یک سری مفاهیم انتزاعی و معنوی ور می رفتن و برای من که این روزا به شدت درگیر فرایند عکاسانه ام هی راهنما دوبل می زدند

علاوه بر اون شبکه چهار مستندی راجع به عکاس های غواص که از قلدری وال های نر عکس می گرفتن هم پخش کرد که با دل من خوش اومد

دیگه اینکه برای اولین بار «آوای باران» رو دیدم و خوشم اومد

باید اجرای آزمایش های فاکتوریل و اسپلیت پلات رو یاد بگیرم و توی انتشار نهایی علاوه بر افسانه ها غربی پیرامون کدو تنبل، قصه ی «خاله پیرزن در کدوی قلقله زن» رو هم بگنجونم

که فیلمش رو، کارتونش رو البته، از اینجا میشه دید:

http://nostalgiktv.com/?p=1787

 

پ.ن:

چه خوبه که سه پایه ی دوربین، کیف استوانه ای دوشی داره

پ.ن:

برای تعطیلات باید یه پروژه ی ترجمه یا یه پروژه ی هنری بردارم. من خودم نظرم ترجمه زدن روی آلبوم نقاشی های خانوادگی پاسکال و اینفوگرافی های رئوفه

شاید کتابهای عکاسی و نورپردازی رو خوندم، گرچه من مخم زده نمیشه و بنا نیست تو دانشگاه عکاسی بخونم. باید پول جمع کنم برم کشمیر و کره و کلمبیا

سه تا ک. خولیان میخواد مزرعه ی کیوی راه بندازه چون میگه کیوی گرونه تو کشورش. نیاز سرمایی کیوی تو کلمبیا رفع نمیشه. آرژانتین البته آب و هوای سردتری داره

جبران کمبود نیاز سرمایی رو میشه با محلول هایی مثل «دورمِکس» حل کرد اما این محلول ها فقط زمانی جواب میدن که درصدی از نیاز سرمایی جوانه ها برطرف شده باشه. مثلا 30 درصد یا بیشتر

کلمبیا صنعت گل مبسوطی هم داره. صادرات به هلند و الخ فقط مشکل کشاورزی تو آمریکای جنوبی وجود جنگل های آمازونه که آشیانه یحشره های آفت هستند و به مزارع حمله می کنن که با سم حشره کش زیاد از پسشون بر میان. به طور کلی مزرعه باید دور از جنگل باشه. جنگل کلون بیماری های قارچی و حشرات زمستان گذرانه

پ.ن:

حالم حس و حالش خوشه

گرچه حول و ولا و عجله و تشویش دارم

ولی ایناش هم خوشه