دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
بحثی که با رفیقی در گرفته بود در مورد خاطرات یک مغ، پائولو کوئیلو
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢
 

 

هجرت رو توی هابیت ستایش میکرد
من هجرت رو توی خاطرات یک مغ؛

 


داستانش رسما با جن گیری و کابالا پیوند خورده
اما روی بستر یه زیارت مسیحی سواره
با یه متن فوق العاده زیبا
و پند آموز

یه مشت حق و یه مشت باطل و یه مشت هنر نویسندگی
اینا رو باهم مخلوط کرده و چنان متن کِشنده و اغواگری داره
روش شناسیش توی نویسندگی خیلی چیز قشنگیه
اگه آدم بتونه اینو تو یه رمان اسلامی پیاده کنه خیلی خوب میشه

تو رمان نامیرا اینو می بینی
تیپ زیبایی متن تیپ زیبایی متن شریعتیه
ولی داستان پر تعلیق و کششی داره که تو زندگی آدم های عادی ممکنه اتفاق بیفته
به خاطر همین در سطح ناخودآگاه اثر میذاره
در جستجوی نبرد خویش/نبرد با خویش
فقط میخوای بری

اتفاقا من اینو میخونم به مذهب دلبسته تر میشم
مث تو که پای فیلم هابیت دلت می لرزه
کاری به چیزی که میخوان به خوردمون بدن ندارم
اون روحیه ی پشت این قصه ها
هجرت
از خویش می رویم و بیابان ما تویی...

اگه بخوایم بیاریمش تو کانتکست فرهنگ خودمون
یه چیزیه تو مایه های مکاشفه در حین
مثلا راهپیمایی اربعین
حتما بخون