دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
مرسی که پاک بودی / حق والدین چیه؟
نویسنده : سعیده - ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢
 

اون دورانی که من به «جبرئیل خصوصی» اعتقاد داشتم
میتونستم اسم عقیق رو هم بذارم جبرئیل خصوصی
الآن عجالتا تنها جبرئیلهای خصوصی من فلش کارت هام هستن :دی

 

1-امتحان/نظریه پناهیان
2-ولایت/نظریه رائفی پور
3-حق پاکی/نظریه عقیق

 

حق والدین چیه؟

من والدین خوبی دارم که عملا منو به شدت اذیت میکنن
و بستر درگیری فراهمه، چنان که درگیری هم موجوده
این مدت چیزایی شنیدم که دید منو عوض کرد
گرچه رفتارمو چندان عوض نکرد اما جور خاصی
طرز کار مغز منو و مسیر های استدلالمو عوض کرد

1- پناهیان میگه، ذوی الحقوق محل امتحانند

علی الخصوص پدر و مادر به نحو ویژه ای طراحی شدند
که کاملا با مدل امتحان گرفتن خدا از ما سازگاری داشته باشند
بحثش طولانیه، سخنرانی «تعیین کننده ترین عامل در مقدرات بشر» رو گوش کنید

پدر و مادر من عملا پا میذارن بیخ خرخره ی تمام اسماعیل های من

اعتماد به نفس و آرامش و نترسی و با مردم جوشیدن
هنر
زبان
ورزش
سفر
تاختن و پیش رفتن و هجرت

 

2- رائفی پور میگه، پدر و مادر تمرین ولایتند

تو وختی ولایت پدر و مادر خطاکارت رو به گرده می گیری
دلت چنان برای معصومی میره که ما ینطق عن الهوا
توی مدیریت زمان، سخنرانی آخرش یادمه میگفت
به خصوص مادر، بعضی عُرفا میگن، گاهی بارقه های ولایی حیرت انگیزی داره

خودخوری و روی خود پاگذاری،
توی گوش خود زدن و ناحیه ی محبوس بین دو تا پهلوی خود رو هدف قرار دادن

من عملا
آدم سربازی نرفته ای هستم
و سربازی نرفته یه مفهوم عامه
کنایه از اینه که هوس خودمو نکشتم
این انار های آواتار منم حرفشون همینه

من رو عملا
«دلم میخواد، له سه فغ، دلم میخواد»
تحت حکم رانی خودش داره

من عملا
آنچنان تابع عقلم نیستم
و به قول پناهیان، عقل خیلی نازنازیه
روایت میخوند،
وختی کاری میکنی که میدونی اشتباهه، قطعه ای از عقلت میره و هرگز نمیاد

تمرین توگوشی، حرف شنوی و هوس کشی

تنها چیزیه که من لازم دارم

تنها چیزیه که منو از
یه مسلمون خوب شدن
یه متـرجـم خوب شدن
یه نقاش خوب شدن
نگه میداره

رائفی پور میگه، گناه شیعه، هوس شیعه، اشتهای شیعه
(چرا من لال نمیشم؟)
تنها عاملیه که 12 رو از اومدن نگه میداره


3- عقیق میگه، سرقفلی حلال زاده بودن ما، پدرمادرامونن

عقیقا رفیقا
ببخشایم این بار، من
من آن نامه ی سر به مهر تو را
برای تمام جهان خوانده ام
همه غرق فریاد آن بوده ام
سراپای جان و تنم، حنجره
همه داد آن بوده ام
عقیقا رفیقا
ببخشایم این بار، من
فلان و فلان بوده ام

الآن اینجا جای شعر گفتنه؟
نه خداییش؟
مملکتو دادن دس کیا!
داریم حرف جدی میزنیم!
ئه!

القصه این نامه ی سربسته ی عقیقا رفیقاست که من نامه ی سرگشاده اش میکنم

«حلال زاده»....! یه وقتا به عمق قضیه فکر میکنم چهار ستون بدنم میلرزه سعیده این ویژگی تحت اختیارخودمون نبود ...اگر نداشتیمش چه خاکی دیگه میشد سرمون کنیم ... خدا بهمون رحم کنه که پدر و مادر پاکدامنمون بیشتر از اونچه که عقلمون بتونه حساب کتاب کنه به گردنمون حق دارن

نظریه ی عقیق میگه، مرسی که پاک بودی.
از این رو
این تن
تا عمر دارم زیر دین توئه

بچه های ما، برای پاکی ما، زیر دِین ما میرن
I'm literary speechless
با دهن باز، مات زاویه ی دیدم
عکسی که عقیق بگیره دیدن داره

 

 

 

نظریه ی پناهیان؛ بالاخدا رو بغل میکنه و بو میکشه و میگه همممممممم
نظریه ی سنیور رائفی؛ 12 جان رو بغل میکنه و بو میکشه و میگه همممممممم
نظریه ی عقیق؛ خود آدمو بغل میکنه و بو میکشه و میگه هممممممم

این تثلیث خوشگل، زمان دبیرستان، منو تو خودش می کشید
لحظه هایی توی روز، مچ خودمو می گرفتمو تصور میکردم، یه مثلث هست
روی زمین، از من به 12 که یه رأسش توی آسمون، بالا خدا

بقیه ی چیزای عالم جز این تثلیث، بازی و چشم بندیه


 

به اینجای این نوشته که رسیدم، دارم دوباره به مثلث تثلیثم فک میکنم

به «أینَ؟»

 «کو؟» «کجاس؟»

where? donde? где? 어디에? איפה?

 

 

پ.ن:
طرز کار نوی مغز من و مسیر های استدلال جدیدم
تأکید میکنن که به شما مخاطب عزیز بگم

اتفاقی نیست که الآن صب جمعه اس

پ.ن:
أین الحسن و أین الحسین؟
أین ابناء الحسین؟
؟؟؟؟؟؟؟

پ.ن:
ربطی بین «گدیه» ی روسی و «اُدیه» ی کره ای هست؟