دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
my personal leged
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱٠
 

پاک کن خمیری نو چه کمرنگه :دی

بکشی و بکشی و نقاشی کنی که پاک کن خمیریت چنان زغالی بشه که وختی رو کاغذ میکشیش مسیر سیاه از خودش به جا بذاره

از یه حجم یوغور بی قواره شروع کنی که لیتراری ایز ئه پیس آو شت، اند اینقد روش کار کنی و بتراشی و پاک کنی و عکس نگاه کنی و هی نظرتو تغییر بدی که به مرحله ای برسه که رو کاغذ جون بگیره و دخترا براش برن تو صف وایسن :دی

و یهو وسط خیابون عین مست ها وایسی و از یه زاویه ی پیچیده ای به دست خودت نگاه کنی :دی که ژستش برا نقاشی بعدی تو خاطرت بمونه

نقاشی کردن، ایتس مای پرسنال لجند

و این صدای بازیگر انگلیسی با اون لهجه ی اساطیری بریتیش و صدا زیر و بم کردن و لهجه ی اسپانیایی گرفتن و صدا نازک کردن و قلدر شدن و قصه گفتن این آکتور انگلیسی چقد رو کتاب صوتی آلکمیست پائولو کوئیلو نشسته

کیمیاگر