دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
امروزنامه ی دوازده اسفند نود و سه
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱۳
 

 

1-

مهمون بودن فاطمه، هم اتاقی اسبق تو خونه ی من هم حس خوبی داره هم خستگی هایی
ولی بیشتر از منفی، بودنش مثبته

درد دل و همصحبتی و باز شدن دل
گرچه زیادی تعارفیه و این، اوضاعو سخت میکنه

معتقده این خونه شبیه خونه ی لیلیپوتیاس

2-

توفیق اجباری یعنی کلاس پینگ پنگی که بخوری پاته نخوری پاته

رکورد امروز، صد و سیزده تا فورهند
بک هند و یکی در میونم همچنان تو باقالیاس

3-

گل علف هرز شنگ که از گل قاصد کمی بزرگتر و کم پر تره
عادت داره مثل آفتابگردون صورت خودشو به سمت آفتاب بچرخونه

4-

پَریس یعنی پارسی. اسم یکی از رفقای تازه است که توی کلاس اقتصاد هست و پایه ی فیلم و زبانه. عاشق فیلم های معمایی پلیسیه و مکالمه ی دلپذیری داشتیم راجع به استقراء های هرکدوممون از دستور زبان کره ای

علاوه بر اون باسلیقه هم هست و سر و لباساش به نحوی دل انگیزه که من همیشه به حرف میام و میگم چقد سر و لباساش دل انگیزه

دیگه اینکه امروز بودا رو دیدم. آب زیر پوستش رفته بود و لبخند و برق نگاه مضاعف داشت
دلم از دیدنش خوش شد

لولی وش ناوک اندام، کمپانی تلاش و ذوق. جوریه که آدم ببیندش و نفس عمیق نکشه، نمیتونه

افغانستان نرفته من نمی میرم
کشمیر نرفته، لبنان نرفته

بهشت اگر به شفاعت رسد
نخواهم رفت :دی

5-

سه کشتی ارگانیک به مساحت سه میلیون هکتار توی چین و ویتنام

برنج + ماهی + آزولا

سرخس آبزی آزولا برای برنج کود ازت تولید میکنه و غذای ماهی هاست

ماهی محصول فرعی و منبع درآمد کشاورزهای برنج کاره. پروتئینش غذای خانوار رعیته

فضولات ماهی کود مناسبی برای برنج و آزولاست

آزولا با سایه اندازیش نمیذاره توی مزارع برنج علف هرز رشد کنه

آبی که مزارع برنج توش غرقاب میشه به نوبه ی خودش یه استخر پرورش ماهیه

و شاخ و برگ برنج و آزولا، منبع علوفه و کمپوست سازیه

 

به این میگن همزیستی عمدا زورکی ایجاد شده توسط انسان

6-

چرا آزولا تو ایران علف هرز مهاجم و تهدید تالاب انزلی شد؟ عدم مدیریت.

برنج بود، آزولا بود، ماهی نبود.
در نتیجه جمعیت سرخس ها بی رویه زیاد شد و invasivity ایجاد شد.

نکته اینکه ماهی هایی مثل تیلاپیا و کپور تغذیه کننده از آزولا هستند و طغیان آزولا رو مهار میکنن

7-

جز فاطمه افسانه رو دیدم و روحم شاد شد.

چند سال گذشته

فاطمه وکیله
افسانه مهندس برق
و منم نیمچه کارشناس باغ

این قافله ی عمر عجب می گذرد...

8-

خسسسسسسسسسته ام

اونقدر که رخت چرک ها رو تو آب تاید جا گذاشتم

9-

فردا هم یه دونه دیگه از اون روزای لعنتی «شیش تا شیش»ــه

فردا که بگذره الباقی روزهام مال دِلمه.

10-

آیا میدونستین انگل گلدار سِس از خونواده ی کانوولوولاسه، خانواده ی پیچ نیلوفر هست؟

نمی دونم چرا هر وخت میگم پیچ نیلوفر یاد یادداشت سیروس شمیسا روی بوف کور صادق هدایت می افتم. شیرآغوز نقد ادبی بود. کتابی به اسم «داستان یک روح»

11-

آیو نو مور ثینگ تو سِی

12-

تو را من چشم در راهم

شباهنگام