دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
MESS
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٢
 

          دارم دیوانه می شوم. اما نه دیوانه شده ام و به روی خودم نمی  آورم. ارمیا، رضا امیر خانی، معدن، معدنچیانی که... ، رادیو. مردک تو نمی فهمی مگر امام هم می میرد. مگه امام هم می میره. بچه ها مگه امام هم می میره؟ مثل یه تیک یخ براش فاتحه می خوانم. راستی بچه ها امام هم مگه می میره؟

        خمینی روح خدا در کالبد زمان بود و روح خدا جاودانه است و این سنت تغییر ناپذیر ربوبی است که مردان بزرگ که مظهر حقیقت ناب اند چون درگذرند، خورشید وجودشان در افق بالاتر در آسمان جان سلسله جنبان تاریخ...

        آی سید احمد. کدوم امامت؟ باز رفتم رو رگم ها! تغییر کلید واژه، گورباچف، چپی های آشوبگر که خودشان را لای معدن چی ها جا می زنند و همه جا را به هم می ریزند. و البته یه ابوبکر با ریش های تنک. یه ابوبکر با ریش های تنک. آی محمد، محمد به داد برس. محمد!‌ کجای این شن زار خوابیدی زیر اون گنبد سبزت محمد. با تو ام محمد.

        جای روح خدا یه سید بیاد اونم از خراسان. لاغر و بلند، به تمامت هاشمی. اه. اه. اه. سبز که هیچ حتی هاشمیت رو هم نمی شه نوشت. آی لعنت، لعنت لعنت. به کی بگم دوسش دارم. به کی بگم خفه شین. به کی بگم. البت اسمش صلوات داره. آی نامردها به کی بگم ولم کنید، به کی بگم بیخ خرخره ام رو لااقل یه کم یواش تر فشار بدین. دیگه خسته شدم. این دل خسته ام یه مشت مرد می خواد. گور پدر محرم نامحرمی دست سعید قاسمی و حسن عباسی و احمد متوسلیان و همت دل و سید حسن و سید خراسانی و همه ی این فلش های تیز مشکی رو محکم بگیرم تو دستم این قدر محکم که خون فواره بزنه، بتازیم تا بوسنی، بتازیم تا لاس وگاس، بتازیم تا ماه. دنبال رد خون. دنبال رد خون. از بالای تپه ی برکلی رد بشیم و برای چمران دست تکون بدیم. الهی درویشم، الهی درویشم. هی خون بچکه روی تپه ها. ارمیای ما رو هم انداختن زندان. حالا هی فاطمه بهش بگه مرتیکه لر. چه فرقی می کنه. دنبال رد خون،‌چه فرقی می کنه.

لاله ی این چمن آلوده ی رنگ است هنوز

سپر از دست مینداز که چنگ است هنوز

خیمه بگذار و برو بادیه طوفان جوش است

کوه آتش به جگر دارد اگر خاموش است