دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
کولاک
نویسنده : سعیده - ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٦
 

سلام به همهبغل

اگه خدا بخواد فردا آخرین امتحانم رو می دم

یه عالم فکر های شرورانه خورده تو کله ام که می خوام عملی شون کنماز خود راضی

چند تایی مقاله نوشتم. دو سه تا قالب وبلاگ هم اتود زدم در حد تیم ملی برای همه ی سرویس دهنده ها در چند طرح که فکر می کنم دوست داشته باشید. داشتم بررسی می کردم تا حالا 160 بار ازم قالب خواسته شده از طریق ایمیل و نظرات وبلاگ. توی موتور جستجو هم سرچ زیاد داشتم. من هم البته به خاطر شما و یه دوست همکار بسیار عزیز دست به کار شدم که البته نتیجه اش رو حتما در روزهای آینده خواهید دید گاوچران

این یه سیکاس است که در کنار چند تا کاکتوس کاشته شده. معرکه است نه؟

و البته یه عالم کاریکاتورعینک و طراحی و تصویر سازی جالب که مطمئنم که می ترکونه. دکور یه غرفه و تعدادی نشریه هم برای روز قدس هست که با ایده هایی که دارم فکر می کنم باحال بشه. اگرچه من به هر کی میگم بابا دست از کلیشه بردارید بذارید ملت نفس بکشند، حرفم رو نمی خونند اما من زیر زیرکی کار خودم رو می کنم.نیشخند از این ها گذشته پرو‍ژه ی جدیدی برداشتم که فکر می کنم با کمک استاد کافی و یکی از دوست هام که دست به قلمش خوبه به یه سرانجام هایی برسه. خلاصه:

شب دراز است سبک تر قدم آرید ای دوست

خصم بیدار است یک لحظه بخوابیم ای دوست بغل

در ضمن یه تشکر خیلی زیاد از یه دوست خیلی خیلی زیاد نیشخند که این شعر رو برام فرستاده و گفته سرقفلی اش مال خودم. پس با اجازه ی اون و شما در یک اقدام یهویی اون رو براتون اینجا می ذارممژه این وبلاگ رو تا دو هفته دیگه داشته باشین. قراره بترکونم!!!

بی شک خدا حرفی برای من ندارد                   وقتی غزل هم صورت رنجیده دارد
بی تو تمام وزن اشعار شبانه                       بر رمل خونین بیابان سر سپارد
مولای احساسات ابری کی شود تا                     بر این کویر تشنه هم باران ببارد
مخفی شدم آقا به پش این غزلها                    شاید کسی بر پای تو چشمی گذارد
مولای عصر غربت و دلهای سنگی                    بی تو زمانه قلب من را می فشارد
تقصیر چشمان قشنگت نیست آقا                     آری خدا حرفی برای من ندارد
تو رو خدا قشنگ نیست؟
دمت گرم خیلی خوش ذوقی رخصت جان
تا پست بعدی
یا علی
و ژنکیوی محبوب من. گیاهی بسیار کهن که رگبرگ هایی بی مانند داره. میوه اش شبیه گیلاس است و توی باغ گیاه شناسی ارم جلوی در حدودا پشت تابلوی نقشه ی راهنما می تونین ببینیدش. البته این جنکیو خیلی جوان است اما طرب ناکی وحشت انگیزی داره. لبخند خب این هم از امروز. زت خیلی خیلی زیاد