دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
سرمد
نویسنده : سعیده - ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٧
 

گاهی هست که آدم از شدت لایت بودن می خواد بترکه. دلش می خواد هر کاری بکنه. هر جایی بره هر حرفی بزنه. گاهی زندگی خیلی لذت بخش است. حرف زدن خیلی لذت بخشه دوستی ها خیلی لذت بخشه. گاهی حتی سر کلاس رفتن هم در حد مرگ لذت داره. لذت داره که بدون اینکه به نگاه دیگران اهمیت بدی با تعجب به فیلوتاکسی سروناز های کنار امور فرهنگی خیره بشی. گاهی حتی نفس گرفتن صبح هم لذت داره. حتی مس سابیدن چنگ زدن رخت ها و ظرف شستن هم لذت داره. اما همه ی اینا گاهی هم هیچ حسی رو توی تو بیدار نمی کنه. حتی ممکنه سعی کنی با کشیده و کتک و پارچ آب یخ بیدارش کنی اما نمی شه. این که توی دعای کمیل از خدا می خوای که حالت همیشه سرمد باشه. همواره در اوج. این دعای کمی نیست. دعا برای اینکه اتفاق همیشه در وجودت بیدار باشه.