دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
جعبه سیاه دلبخواهی های سعیده
نویسنده : سعیده - ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/۳
 


چند تا پروژه هست که باید به نحو مبسوط زیر یه خمش گرفته بشه

ماجرای چمران و کمیک چمران که باستانی ترین آرزومه
و آلترناتیو واجب ترش که کمیک زندگی علی آقاس
ولی کمیک شدن دا
یا کمیک شدن نور الدین هم آرزوییه که زیر زبون آدم خوشمزه اس
یا حتی رمان نامیرا که عجیب مصوره

این همه فیگوراتیو کشیدم، نماز نکشیدم تا حالا
طرحشو سه چارماه پیش نوشتم
نمایشگاه فیگوراتیو نماز
مهمه

دیگه اینکه یه تمرین مبسوط از عکسای جبهه باید انجام بدم
استاک جمع کنم و تصویرها رو حفظ کنم، از بر کنم

یا اون پروژه آبرنگ
برکت مردم محمد، رنج مردم محمد
لحظه های قشنگ و دردآلود مسلمونای همه جا

ماجرایی هم بود که خیلی مبسوط بود و به نتایجی هم رسید و ول شد
آموزش زبان فارس روی اینترنت
که از اون چیزاییه که عجیب قشنگه و با سیم دل آدم بازی میکنه

زیرنویس ساختن و پروژه ی ترجمه ی درام ها و سخنرانیا

یا چند تا کتاب منتظر ترجمه، مثلن تو فارم کید یا فضای سبز و کارای کریس هارت و غیره و غیره

طرحای تجاری رو به یه جایی رسوندن و چسبیدن به دفترچه ی هدفا. جعبه سیاه سعیده
یا آموزگاه کشاورزی زدن؛ یا فیلم و عکس و انیمیشن یا چه میدونم
اینا رویاهای منه
--------------------------------
دانشگاه که ریق رحمتو بکشه
دانشگاه بعدی مث بختک می افته رو سرم
تو دانشگاه کوفتی چی هست که ابدیتش رو آدم فداش کنه؟
--------------------------------
مث شیلین بشی توی کمیک. اونم با پیام متفاوت و الخ
این خوب، یه چیز درس و حسابی ایه

به خصوص تو تیکه ی کمیک، تو تیکه ی ترجمه، تو تیکه ی آموزش فارسی
لازمه یه گروه بسازم.
منم تو کارگروهی در حد نارنگی و جلبک و اینام

خب. همین دیگه
باید از یه جایی زیر یه خم اینا رو بگیرم