دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
چند تا عکس از شیراز
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳
 

این یه بستنی فروش دوره گرد واقعیه. از اونایی که با صدای گرفته داد می زنند بستنی بستنی. این یعنی توی شیراز تابستون خیلی زودتر از شکوفه ها به شهر بر می گرده

نازم هوای فارس که از اعتدال آن
بادام بن شکوفه مه بهمن آورد

این بیت یه جورایی یه کل است. ما توی اتاقمون 4 تا مازندرانی ایم و 2 تا استان فارسی. روی در یه نقاشی از جنگل های شمال و نقشه ی دریای خزر کشیدم و با قلم درشت زیرش نوشتم:

که مازندران شهر ما یادباد
همیشه بر و بومش آباد باد

استان فارسی هامون هم کم نیاوردن و گفتن ما این شعر بادام بن رو می نویسیم می زنیم. هنوز در تلاشن، ما که ندیدیم. دست خط فقط دستخط سعیده ی باباش. میگی نه ئاه.


شیراز، خیابان زند

سوار تاکسی بودم که این رو گرفتم. خیلی سوتی بود جون سعیده


شیراز، میدان دانشجو (فِلکه عَلَم!)

اینم نرسیده به بازار انقلابه. خدا می دونه چقدر جا خوردم وقتی این رو دیدم. تبلیغات کلاس خصوصی روی درخت!!! میخواین بهش زنگ بزنین ضایه نشه؟ راستی این روزا من اصولا در سطح این قسمت از شیراز وک و ولو ام. یه بازار پر از ساز و قاب و سیدی و خطاط و نقاش و لوازم آرایشی و گل فروشی و خرازی و عسل طبیعی و تعمیرات موتور سیکلت و فروش آچار پیچگوشتی. از همه باحال ترش تعمیرات کفی ظروف تفلنه. جای باحال و سرگرم کننده ایه


شیراز، پل باغ صفا، نرسیده به بازارچه انقلاب