دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
"برای نادر طالب زاده در "راز
نویسنده : سعیده - ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢۸
 

بوسنی
ای بیشه ی ستاره و گلهای کاسنی
پیش گلوله های سربی و صربی سپر شده
بی سر شده، بدون پناه و پدر شده
با یاد تک ستاره ی مغرب سحر شده
می خوانم از تو باز

فلسطین
تو، میوه ی زمین
سنگی ترین سپیده ی سنگین مشت من
طوفان پشت من
فریاد می کنم غزلت، ناشکفته راز

اینک تو ای عراق
بغدادِ شب چراغ
آرامگاه رود طرب خوان کوچه باغ
ای نی نوای داغ
بانگ اذان همی
در گوش این صفاصف امواج آدمی
در کوفه ات نماز

کابل، سرای پر تب و تاب افاغنه
تو ای هراتِ مانده به مشت فراعنه
دشت شهید و شعر و شهامت، گل و تفنگ
ای سرزمین جنگ
ای سرزمین رنگ
دِه های پر عروسی و پر سوز و ساز و چنگ
قربانی سیاهی و کشتار بی درنگ
هان ای شکسته ساز

با این دل شکسته و پرهای ریخته
هرگز گمان مبر که امیدم گریخته
من چاره ساز تر
گردن فراز تر
می خوانم از تو باز
با این شکسته ساز
فریاد می کنم غزلت، ناشکفته راز
موسی ترین بهانه ی میقات جمعه ها
ای آسمان روشن تعبیر گفته ها
تو شعله ی نهاده ی در شاخ و برگمی
بانگ اذان همی
با گوش این صفاصف الوار آدمی
در کوفه ات نماز...