دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
تعادل تستوسترون - اکسیتوسین، یا زن ها ضعیفه نیستند فقط کمی متفاوتند
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۸
 

از معدود کتابهای این دوره زمانه که نمی شود آن را زمین گذاشت با آنکه داستان هم نیست مریخ در یخ، ونوس در آتش از جان گری است. عاملی که این روزها من را وا می دارد تا توی کتابهای قدیمی و جدیدم شروع به گشتن کنم کم کارآمدی رنج آوری است این روزها گریبانم را گرفته، همیشه این فرض برای من بود که اگر ده تا کار را بخواهم هم زمان با هم پیش ببرم اذیت می شوم و شاید در هیچ کدام از آنها موفقیت چندانی نداشته باشم اما این دقیقا آن چیزی نیست که در من اتفاق افتاده چون از سن پنج سالگی به این ور یکسره شیوه ام همین بوده است.

            طریقه ی برخورد مغز زنانه با پروژه هایی که باید انجام شوند یکی از شاهکلید هایی بود که این کتاب به من داد. لا اقل تا فصل شش که رسیده ام نتیجه ی حرف، دوره های ذهنی زن و مرد بوده. زنها بین دوره های مراقبت از خود و مراقبت از دیگران و مرد ها بین دوره های چلنج و استراحت شارژ و دشارژ می شوند. زنها با هورمون اکسیتوسین و مردها با هورمون تستوسترون. دلیل ولع من به یاد گرفتن بیشتر و بیشتر همین بود. در این دوره های یادگیری، با همه ی خستگی ها و مشقت ها و ریاضت های آن من حس می کردم که دارم از خودم مراقبت می کنم و زمانی که نوبت به دوره ی مراقبت از دیگران می شد، با دوست های جدید و قدیمی ام هم دلی می کردم و گاهی هم گرهی از کارشان باز می کردم، وقتی به اندازه ی کافی مرا رنجاندند، سکوت، بعد هم برگشتن به دوره ی آموختن.

            تا اینجای کار به جز رنجاندن و سکوت همه اش در یک نگاه ردیف به نظر می آید اما این چرخه فشار زیادی به من تحمیل می کند، چون من برای پروژه ها و چلنج هایم ارزش زیادی قایلم، چیزی که بیشتر از همه اعتماد به نفس من را در خودش فرو می کشد، تحلیل رفتن انرژی ام درست وسط یک کار مهم است که البته با استراحت هم ریپیر نمی شود. من از تستوسترون لذت می برم اما تستوسترون برخلاف مردها زنها را آرام نمی کند بلکه اکسیتوسین زن ها را آرام می کند. به این بامبول اضافه کنید سی برابر بیشتر مضطرب بودن خانوم ها و گرفتاری های بیش از حد من و الخ.

            پازل جالبی شد، نه؟ تا قبل از خواندن این کتاب کار من این بود، یک نفس دویدن و مثل تراکتور کار کردن و بعدش هم یک مدتی کاملا مرخصی رفتن و هیچ کاری نکردن آن هم درست وسط ترم که البته بسیار لازم بود اما در پایانش حس می کردی نتیجه ای نداده است و در دوره ی بعد دوباره به کار مستمر برگشتن، یعنی با گذشت هر چرخه خسته تر می شدم چون می خواستم به روش مردانه استراحت کنم. مراقبت شدگی زنانه دقیقا چه چیزی است؟ در این پیت استاپ ها به خودم برسم و بگذارم دیگران از من حمایت کنند.

            راه حل این است؛ چرخه این خواهد شد: مراقبت شدگی، چلنج.