دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
هوای داغ بیعت...
نویسنده : سعیده - ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱
 

چقدر چشم خسته ی تو را به روی نیزه های کوفه دیده ام
چقدر گفته ام سلام و از تو من سلام بی سخن شنیده ام

برایت ای بهای دین، گدازه، مرکز زمین
چقدر خاطر حزین به خاک و خون کشیده ام

به سان مدّ آیه ها و ردّ خونی خدا
به ریگزار تفته تا حجاز و شام و کربلا خزیده ام

هوای داغ بیعتم، ز صفحه های مقتلت
به دست گرم و زخمیِ مدد اخا رسیده ام...