دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
اگه شد میخوام یه فرمی پر کنم...
نویسنده : سعیده - ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٥
 

اگه شد میخوام یه فرمی پر کنم
که ببنددم به صد دونه سوال دم به دم

فرمی که باسم تعالی بالاشه
امضای شخصی این جانب پاشه

فرم یه کتابخونه، یه فرم ثبت نام و ننگ
که پره سر تا به پا از این سؤالای جفنگ

هوسم چند تا سؤاله مخصوصا
سؤالای نابجایی مثلا:

موقع تولدتون بوده کی؟
کاش می شد جواب بدم من، نه دی

موقع تولدم قیامته
نه دی هر روزه و هر ساعته

آخه من همیشه در ولادتم
روضه ی حسینم و شهادتم

بهتره نپرسی از رسم و نشون
نه دی می تونه باشه اسممون

اسم من هرچی باشه اسم بابام محموده
بابا باشه دهن حروم خورا مسدوده

ارتباط نداره به علم و سواد
شایدم مشروطی تمام مواد

نه طرفداری یه آدم خاص
یا حکایت بصیرت خواص

من برای کشورم کلنگ و بذرم و زمین
هرچی که خدا بخواد، خدا بخواد فقط همین

خودکار سبزم رو هی می چرخونم
سوالا رو یکی یکی می خونم:

تو که ادعای اجتهاد داری
دو کلاست تو چنته ات از سواد داری؟

صاحب خودکار سبز چی می خونی؟
درس دونه کاشتن و برکت و ابر بارونی

بچه ی حاضر جواب اهل کدوم ولایتی؟
دختر ایرانم اما از ولایت علی

با شمام که فرما رو خط می زنین
مهمون جشن تولد منین

ته این هفته تولد منه
کاشکی شعرم نره زیر منگنه...