دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
چند دو بیتی برای زینب
نویسنده : سعیده - ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱٥
 

خبر آمد خطری در راه است
ولی از گاه ازل بر لب زینب آه است
پیش دلخسته کفایت نکند دختر و مادر بودن
نقش پیشانی او خواهر ثار الله است

***

دست افشان پای کوبان می رود
از بر سلطان خوبان می رود
دلبرش نقش زمین، او آسمان قتلگاه
بی خود و بی روح و بی جان می رود

***

این سر خون خدا شام بیاید شاید
در خرابات مغان چهره گشاید شاید
از پس قامت بی تاب سه ساله ای کاش
از رخش دیده ی او بوسه رباید شاید

***

نام حسین و لبش آتش گرفت
باز رقیه است که نازش گرفت
نام حسین است که همراه جان
از کف پا شیشه و خارَش گرفت

***

چه وقت محنت این دل کنار بنشیند؟
به نخل، نخل مدینه، بهار بنشیند؟
به یاد گوشه ی مشعر، به یاد کنج منا
دوباره زینب تو بی قرار بنشیند...