دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
برای نوشینی که نمی شناختم
نویسنده : سعیده - ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٢
 

با خودم گفته بودم،
شعر بگم،
قاب کنم،
سر در این دل بزنم
یه حکایتی روی مفتعلن فاعل و فاعل بزنم

یه حکایتی بگم از خودم و آرزوهام
از زمینی که داره لیز می خوره زیر پاهام

مصرعاش مثل خودم، شعر خفن، شعر عجیب
جمله های شخصی دختر بی تاب و غریب

شعر که مثل زعفرون رنگشو پس داده باشه
و دلت همش برای ساختش آماده باشه

از من اون دختر خالی و خراب و دیوونه
دختری که سر ظهری پای گازه، میدونه

که چطوری زندگی بی رحم و نامرد و سگه
یا زبون وب اسیر بازی چن تا تگه

قورمه سبزی رو توی قوطی پشمک بریزه
تموم شیطنت هاشو توی قلک بریزه

کاغذ چروک و یه مداد داغون بیاره
توی چشمای سیاش آفتاب و بارون بیاره

پشت هم چنگ بزنه مقنعه و چادر خیس
تا کفی کنه قلم کاغذ و این موهای گیس

توی نقاشی یه خط به جای ابرو بکاره
تو سونی اریکسونش نهال لیمو بکاره

این منم پر از سؤال، پر از جواب
نداره یه کارم هم حساب کتاب

کاشکی اینجا هم مثل شهر ما بارون بزنه
چه دلم تنگه برای عمه لیلا و ننه

آخدا نشون بده یه کوه پر دار و درخت
طپق و ناشی گری ها توی اون لهجه ی سخت

اما خارمین شمه حال چیتیه؟
لوبیا قرمزای خورشت سبزیم چیتیه

یاد سبزیای تازه و لباسای گِلی
یا خروسک خوش استیل علی، تاج فلفلی

چیدن هلی، ولیک و امزنا
با سلاله، ممد و امیر و باقی اونا

تو که توی مسجدی خنده ام رو هی جواب میدی
یا درخت بغضتو با اشک و ناله آب میدی

تو مدام می پرسی از کار و کسم
می شماری با پلک زدن مرتبه های نفسم:

«مثل تو دانشجو ام تو سعیده، من نوشینم
ولی از شدت بدبختی شبیه اوشینم

دنبال کارم، دعا کن به خدا
تسبیح کوچیک من هم شده قسمت شما»

تسبیح تو تو دست من فشار میدی
تو میگی یتیمم اما بوی چشمه سار میدی

بعد یه خدافظی تسبیح تو تو دستمه
غیر اون یه امر آقا برو دو تو دستمه

میگی سبزم و زلال و صاف و شاد
مه و جنگل شمال و ابر و باد

حالا فردا شده، ظهره، پای گاز
من شدم دختر قورمه سبزی ساز

هوس عطر شمال تو جونمه
بوش شبیه دود گِل کار و نمه

جون سعیده شعر به این زاقارتی تا حالا دیده بودین؟ نیشخند