دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
خانم می شویم
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٧
 

یه چند وقته دارم سعی می کنم یه ریزه نسبت به سابق کدبانو تر باشم. کلاس آرایشگری، کلاس آشپزی، کلاس خیاطی، سمینار های شوهر داری و تربیت جوجه و الخ. این ماجرا دو سه سالی هست که ادامه داره و من تو این مدت خیلی چیزا یاد گرفتم. می تونم بگم شاید کاربردی ترین آموزشهای زندگیم خواهند بود. این اواخر سراغ خود آرایی و گریم رفتم. شمشیر زنی و جهاد و کشتی کج زنونه اینه دیگه، حالا هی بردار بیل بزن، بگو من مهندسم، تهش باید کهنه بچه بشوری، میگی نه ئاه! نیگا من. آره خلاصه دارم دستور غذا های قدیمی رو جمع می کنم. خوبی من اینه که هم به یزد رگ می برم هم به شمال و می تونم از مامان بزرگهای دو جانبه اسرار کهن آشپزی ایرانی رو استخراج کنم. یکیش همین کوفته برنجیه که پریروز از بی بی جون تلفنی پرسیدم و با مامان شروع کردیم به درست کردنش. هم خوشمزه هم خوشگل، حیف که این قدر گشنه ام بود که عکس گرفتن ازش یادم رفت. خوبه دستورشو برا شما هم بذارم. امیدوارم درست کنین و دوست داشته باشین!!!!