دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
باز هم از حسین...
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩
 

روی لبامون اسم تو، نوحه و آوازه حسین
تموم آرزوی من، سوی تو پروازه حسین
اهل زمون کج می کنن راهشونو ز راه ما
تو کارشون زخم زبون، آخر و آغازه حسین

اینها همه از ذهن پریشان من است
همراهی این قافله هذیان من است
امید شهادت به دلم نیست که شعر
چون حاصلی از دیده ی گریان من است

دعوت شده ام حسین، مهانی تو؟
این قلب درون سینه ارزانی تو
آقا تو بگو شهید می خواهمت و
بنشین و نظر نما به قربانی تو