دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
espaol en el viaje
نویسنده : سعیده - ساعت ۳:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱٤
 

hola amigos


می منابعیم
 گرچه خود اصطلاح خز هم خز شده ولی این کتاب خز ترین کتاب اسپانیایی بازاره و تو هر ده کوره ای توی هر کتاب فروشی خزی پیدا میشه. یه متن عربی میخوندم یقه ی خز رو ترجمه کرده بود "یاقة فرو" داش شاخم می زد بیرون. جل الخالق یعنی این همون fur انگلیسیه خز خزه دیگه به قول شاعر گفتنی خیزید و خز آرید که هنگام خزان است...

[تصویر: th?id=H.4879332842015192&pid=1.9]

نیشخند !    اینم نماد منه میخوام بدم چاپ بزنن رو پرچم اسپانیا عوض اون علامت مردشور ماسونیشون.
یادش بخیر دکتر عباسی تو یکی از سخنرانیاش راجع به هولوکاست داشت اسرائیلیا رو مسخره می کرد. می گفت ئه؟ آلمانا کشتن، باید خودشونم تاوان بدن. به فلسطینیا چه.

[تصویر: th?id=H.4734656847282986&pid=1.9]

بعد یه نقشه نشون میداد می گفت اینو تیم ما طراحی کرده. (پر رو پر رو ) ایالت باواریا ی آلمانو داده بودن به یهودیا بعد می گفت نیل تا فراتشونم واسشون جور کردیم اگه یهو دلشون کشید کشور گشایی کنن از بالا برن تا ساحل دریای بالتیک، از جنوبم برن برسن به دریای آدریاتیک جای اون دو تا خط آبی مسخره شون
جون سعیده یه دیقه گوگل مپ بیار رو نقشه چک کن، ملت پکیده بودن!!!
.
 .
 .
 آره دیگه خلاصه کتابه خزه. اینم عکسشه: (کلیک کنین بزرگ شه)


 [تصویر: espanol_en_el_viaje.jpg]
.
 اسپانیایی در سفر
Español en el viaje
 ترجمه مجید مهتدی حقیقی
 انتشارات استاندارد
 فک کنم چاپ جدیدش 6 تومن یا 7 تومن بود
 صفحه پشت جلدشو گم کردم
 .
 .
 .
 اول بگم این از اولش این شکلی عین جیگر زلیخا نبودا. تو عکس معلومه. ورداشتم ورق ورقش کردم.

[تصویر: th?id=H.4651549219750263&pid=1.9]

هر ورقش رو یه جا گذاشتم. تو هر کدوم از کیفام چند تا ورق ازش گذاشتم، جاهای مختلف خونه چسبوندم. رو دیوار روبروی دسشویی دقیقا اون قسمت که جلوی دیده تو کاور ضد آب رو دیوار حموم، حتی توی یخچال هم یه صفحه هست
 این طوری هر وقت بیکار میشم اون صفحه هه دم دسته و میتونم اسپانیایی بخونم
 واویلا مگه نه؟
 .
 .
 .
[تصویر: th?id=H.4918687571051055&pid=1.9] [تصویر: th?id=H.4545747038241690&pid=1.9] 
فوتبالیاش صلوات
بذارین موتور تیتر کتاب رو واسه تون بریزم پایین:
 Español + en + el + viaje
Español = اسپانیایی (تو درس ñ گفتما، یادتونه؟)
 en = /اِن/ = در، داخلِ
 این بنده ی خدا پدر جد کلمه ی انگلیس in هست
 el = /اِل/ = the (مذکر) (مؤنثش چی بود؟)
 viaje = /بیاخه/ = سفر، مسافرت
 دو تا استثنای تلفظی هست که تو اون درس اولیه واسه تون سیاهه کردم (v = ب) و (j = خ)
 جمله بندیش شبیه انگلیسیه نگا:
 Español en el viaje
 Spanish in the travel
 اسپانیایی در سفر
 .
 .
 .
 [تصویر: th?id=H.4598111257036393&pid=1.9]
این سری کتابا مال همه ی زبونا هستا. هر وری خواستین برین کتاب همون کشور رو بخرین. من عربیش رو دارم. معرفیش رو تو بخش عربی رفتم. روسیشم دارم که خیلی کامله.
 .
 .
 .
 عامو ولم کن حالو تو این کتابو چی چیا نوشته؟
1. یه عالم مکالمه داره از هر دری از هر وری
 2. یه ی بخش مرجع داره عددا و تاریخا و روزای هفته و ای چیا
 3. چن تا صفحه داره خیلی باحاله. مثل آکسفورد پیکچر دیکشنری هست یه تصویر از یه جاییه بعد رو همه چی شماره گذاشته پایین صفحه اسپانیاییشو لیست کرده. اینش بدک نیست، می پسندم
 [تصویر: th?id=H.4901125490147532&pid=1.9]
4. یه تیکه گرامر داره که به درد عمه اش میخوره
 5. ته کتابم یه لغت نامه اس. بدیش اینه که به ترتیب حرف لاتینه. ته جوک.

[تصویر: th?id=H.4657901513475790&pid=1.9]

فک کن مثلا اقدس خانوم بعد عمری سر و همسر داری و بچه بزرگ کردن بعد هرگز نشسته پای فارسی وان و به این نتیجه رسیده که باید کانون گرم خونواده رو دو در کنه.

[تصویر: th?id=H.4753820975761054&pid=1.9]

بنابراین چندرغاز مستمری بازنشستگی و بیمه عمر شوهر مرحومش رو ور می داره و راهی سفر دور دنیا میشه.
 سر راه فرودگاه این کتابو می بینه و می خره.
چند ماه بعد:
 خوب حالا بعد از گذر از چهارگوشه ی دنیا نوبت به بازدید از آمریکای جنوبی رسیده. اقدس خانوم با کوله باری از تجربه تو فرودگاه "بوگوتا" پیاده میشه. به دلیل فشردگی برنامه یه جورایی تو حول و ولاست.
 [تصویر: th?id=H.4544540131263742&pid=1.9][تصویر: th?id=H.4610704091448229&pid=1.9]
از جاهای تاریخی شروع می کنه. به یاد کلاس علوم ابتداییشون که همیشه بعد از کلاس تاریخ بود با خودش فکر میکنه واقعا بعد از بازدید اهرام تمدن مایاها یه سفر علمی تو جنگل های آمازون می چسبه. مقصد اولش کلیسای جامع "لاس لاخاس" هست. اقدس خانوم خیلی هیجان زده است.
 [تصویر: th?id=H.4767702315237640&pid=1.9][تصویر: th?id=H.5033646669760035&pid=1.9]
اقدس خانوم واقعا مبهوت شده. مبهوت اون عظمت. مبهوت بشر که به خشم طبیعت غلبه کرده و توی چنین دره ی کوهستانی ای وسط جنگلهای آمازون چنین کلیسایی ساخته. به ذهنش میرسه مسیحی بشه یا حتی اومانیست بشه. اون حس می کنه از زندگی عقبه چون با این سنش فقط رماتیسم شده. با این حال خوشحاله که پای فارسی وان نشسته و افق های تازه ای به روی دیدگانش باز شده.
 [تصویر: th?id=H.4636791734404944&pid=1.9][تصویر: th?id=H.4596307372147291&pid=1.9]
سرش رو از لبه ی پل خم می کنه تا یه بار دیگه عمق دره رو چک کنه. اوه خدای من چقدر عمیق، چقدر خفن. آآآآآآآآآ در این لحظه قیافه ی اقدس خانوم رو دیدی این شکلک رو دیدی
اما دهن باز کردن همان و... دندون های مصنوعی اقدس خانوم به ته دره سقوط می کنه.
 [تصویر: th?id=H.5060687772780333&pid=1.9]
شاعر میگه: طعمه افتاد چون دهان بگشود، روبهک جست و طعمه را بربود...
اوه خدای من!!!... اول فکر می کنه بهتره از بالای پل بپره توی آب و دندوناش رو نجات بده ولی شنا بلد نیست. با اینکه صحبت کردن تو این وضعیت براش مشکله اما تنها فکری که به مخیله اش خطور میکنه کتاب مکالمات اسپانیاییه. اون هیچ چاره ای نداره. به سرعت به دیکشنری آخر کتاب مراجعه می کنه.
 حرف دال. ددددددد. دندان مصنوعی
 اوه خدای من
در کمال ناباوری لغت نامه به ترتیب حروف الفبای لاتین چیده شده....
 [تصویر: th?id=H.5058639081047623&pid=1.9]
پس دل رو به دریا که نه به رودخونه میزنه. کاچی بعض هیچی باید بپره. می پره. می پره...
 پیکر اون هرگز پیدا نمیشه. فقط یک دست دندان مصنوعی جهت خاکسپاری به مرز پر گهر عودت داده میشه
 [تصویر: th?id=H.4542804986167883&pid=1.9][تصویر: th?id=H.4542804986167841&pid=1.9]
به قول شاعر: شامگاهان
 راه جویانی که می جستند آرش را به روی قله ها پی گیر
 باز گردیدند
 بی نشان از پیکر آرش
 با کمان و ترکشی بی تیر.....
 .
 .
 .
 حتما چاپ جدیدشو بخرینا
چاپ قدیمش کلی غلط داره. اصلا هم آکسان گذاری نداره. نقشه هم نداره. هیچی نداره. فایده نداره
 Adiós