دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
بچه ها دوستتان دارم
نویسنده : سعیده - ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢٠
 

عاشق این نظر شدم . من تنها هستم  و دیگر حتی دارم از خانواده ام هم جدا می شوم. لا اقل شما هستید تا گاهی برانگیخته ام کنید . نمی دانم درست است یا نه اما به خاطر دل خودم این یادداشت را از بخش نظرات به اینجا آوردم تا بگویم باران عزیزم از اینکه کسی مثل تو هست تا باشد و گرمم کند و لحظه ای از عمرش را که تنها سرمایه ی ما آدم هاست بیاید و به این خط خطی های مخدوش سر بزند هنوز زیر پوستم خون می دود. از تو ممنونم. خیلی زیاد.

من امسال کنکور دادم. درست حدس زدی. دعا کن کشاورزی شیراز قبول باشم. تو شعار ندادی. گاهی لازم است حتی بر سر هم داد بکشیم. اینجا وقتی به باغچه ها آب می دهند جیر جیرک ها سر ذوق می آیند و جیر جیرشان مثل دود معطر فضا را پر می کند. شمال این چیز هایش خوب است. از اینکه یادداشتت را اینجا می گذارم ببخش. به آن نیاز دارم. تو یکی از بهترین آشنایان منی. وبلاگت گل لینکستان من باد.

سلام سعیده جان ، سلام خواهر خوبم... نمیدونم چند ساله ای... تو نوشته هات نوشتی دانش آموز... مدتیه نوشته هاتو میخونم... و به طنابی فکر میکنم که دور گردنت پیچیده شده و احساس خفگی... با همه پستت احساس همدردی کردم انگار که این خود من بودم اما با تفاوتی که شاید اندک نباشد... منم نمیگم هیچ وقت دوستی نداشتم اما لا اقل این روزها دوستی ندارم... تو شاید همسن کوچیک ترین برادر من باشی شاید هم کوچیکتر! احمد ما متولد 69 هست امسال کنکور داشت... و من متولد 61... هنرهای تو رو ندارم و مهارت سیزده شغل هم لای انگشتام خارش نمیکنه!اما به گمانم حداقل چهار شغل باشه که بتونم به راحتی انجام بدم.... بهتر از خیلی های دیگه!! منتها فعلا بیکارم... دیدم ترجمه میکنی من زبان زیاد بلد نیستم تازه شروع کردم یادگرفتن یه چیزایی... دختری بودم شلوغ عین خودت!! و از دورن داغون... هی بگذریم مهم اینه ادم هرچی هم توانایی داشته باشه مال خودش نیست یکی دیگه بهش عاریت داده!

مهم سعی ادمهاست!! و لیس للانسان الا ما سعی... سعیده خوش به حالت......... وقت داری هنوز.... جونی و قدر بدون این لحظات رو....و بدون ادم اگر بخواد فرق نمیکنه چالوس باشی یا تهران یا قم.... اینها نعمتهای الهی ان... که ازشون سوال میشه... شاکر این باش که با فقر همسایه نبودی! هرچند لابد دلیلی داری که درامد مستقل انتخاب کردی! راستی الانه در چه حالی؟! بهتری؟! یا هنوز سعی میکنی سوار بشی بر موج خنده های الکی؟! میدونم حرف زدنم خسته کننده شد و شعاری... اهل شعار نیستم راستی دلم میخواست داستانهاتو بخونم شدنیه؟!

متشکرم باران به موقع تابستانی.