دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
با اشک آسمان دم یاهو گرفته بود... کشتی شکسته بود و... پهلو گرفته بود
نویسنده : سعیده - ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢۱
 

 

 

آیات بخوانید که ماه علی گرفت
دستی رسید و راه نگاه علی گرفت

بابا رسید و دید گلش را و آه، نه!
آهی مجال گفتن آه علی گرفت

دست خدا دو دست به زانو گرفته بود
کشتی شکسته بود و پلو گرفته بود

آتش زبانه از در و مسمار می کشید
دستی شکسته منت دیوار می کشید

یک سو تمام خصم علی را و یک طرف
یک بانو ی خمیده و بیمار می کشید

با حال مضطرش ز همه رو گرفته بود
کشتی شکسته بود و... پهلو گرفته بود

آنان که زخم بر پر و بال ملک زدند
بر زخم های تازه ی حیدر نمک زدند

با حرص بی هوا جلوی چشم شوهرش
بانوی آسمان و زمین را کتک زدند

چادر به خون تازه دگر خو گرفته بود
کشتی شکسته بود و... پهلو گرفته بود

زهرا میان کوچه زمین خورد و یا علی
برخاست و دوباره زمین خورد و یا علی

یک قطره اشک از دل هفت آسمان چکید
گویا تمام عرش زمین خورد و یاعلی

با اشک آسمان دم یاهو گرفته بود
کشتی شکسته بود و... پهلو گرفته بود

دیگر صدای ناله ی زینب عجیب شد
چیزی شبیه ناله ی امن یجیب شد

پنجاه سال بعد دوباره همان صدا
پیچید و قتلگاه پر از بوی سیب شد

قاتل به دست، خنجر و گیسو گرفته بود
کشتی شکسته بود و... پهلو گرفته بود