دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
پس کوچه های آتن/ پیشگوی دلفی
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۳٠
 

هفت شهر عشق را عطار گشت، ما هنوز اندر خم پس کوچه های آتن ایم!!!

توی اتوبوس دانشکده نشسته بودیم، فاطمه م. بغل دستم بود. بحثمون داغ داغ داغ در گرفته بود. فاطمه گیاه پزشکیه. هر دو داریم می خونیم که از کشاورزی کوچ کنیم به هنر. فرقمون اینه که فاطمه پول میده کلاس میره ولی من پول میدم و کتاب می خرم.

می نالید که حافظه ام برای تاریخ هنر یاری نمی کنه. تعجب می کردم.

من عاشق تاریخ هنرم. وقتی تو سوراخ سنبه های اینترنت کاغذهای باستانی تمرین طراحی داوید رو دیده بودم نزدیک بود از شدت خوشبختی درجا سکته کنم.

سبک خاصش؟ اوکی بیا NLP ـش کنیم!!! عین نقشه های توپوگرافی، بُعد رو با دوایر متحد المرکز نشون می داد. روی کاغذ تعداد زیادی طرح می زد تا به یه ترکیب بندی نهایی برسه، دل رو که یه دل می کرد می ریخت رو بوم و رنگ می ذاشت.

با اینکه تاریخ هنر رو خیلی کم می خونم، اما خوب یادم می مونه. علت؟ از همه ی نقاشی ها نقاشی می کنم.

معجزه ی این روش رو وقتی دیدم که داشتم آثار خفن باروک و کلاسیک ها رو (که می تونم هر لحظه براشون بمیرم) تو موبایلم بهش نشون می دادم و با هم نظر می دادیم. جای تعجبه. «پیشگوی دلفی» روی جلد «در جستجوی زبان نو» ی رویین پاکبازه اما حتی اینو هم توی ذهنش آماده نداشت. فقط آشنا بود

اومدم خونه. به خاطر روشم شکرگزار بودم. چند تا طرح مدادی دیگه از «پیشگوی دلفی» رو A5 زدم و ریختم رو مقوا و رنگ گذاشتم. اولین انسانی بود که با آبرنگ کشیدم.

عاشق چین و شکن لباسهای نقاشی های کلاسیکم. عاشق جشن فیگوراتیو نقاشی های باروکم. عاشق جسم های مُثُلی و ایده آلیستی نقاشی های مثل the raft of medusa. هفتمین نقاشی، پیشگوی دلفی:

(کلیک بر عکس می بزرگد)


به قول سیدا و نصرت، رنگ قدرت حافظه رو زیاد می کنه. تصمیم دارم با آبرنگ، مشق هایی که از نقاشی های کله گنده ها می زنم رو رنگی کنم. خوبی آبرنگ اینه که اگه جیگر داشته باشی سریعه