دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
تعادل بین درس و دانشگاه و کمپین های انتخاباتی
نویسنده : سعیده - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱
 

مشکلی که خیلی از ماها باهاش مواجهیم برقرار کردن یه تعادل منطقی بین درس و فعالیت توی کمپین های انتخابات هست.

در باب درهم پیچیده شدن ترم ها، راستش باید بگم که به معنای واقعی کلمه شد آنچه نباید می شد. گرچه بعضی دانشگاه ها زیر بار این سبک فشردگی ترم نرفتند و برگزاری امتحانات رو به بعد از رای گیری موکول کردند اما غالب دانشگاه های کشور و درصد بالایی از مدارس پیک کاری جوون های زیر مجموعه شون رو تو ایام تبلیغات قرار دادن.

نتیجه؟ خواه ناخواه دور کردن تعداد زیادی از جمعیت رای دهنده از فضای التهابات انتخاباتی. من اسمش رو گذاشتم حذف جوانان. گرچه این سیاست می تونه صداخفه کن خوبی برای جلوگیری از آشوبها باشه اما عادلانه و اخلاقی نیست. شاید مصالح بزرگتری درکار بوده که ما بی اطلاعیم.

علی ای حال؛ کاریه که شده و از اونجایی که من و امثال من عمرا با این جور چیزا از رو بریم، باید فکر چاره ای باشیم که نه سیخ بسوزه نه کباب.

الان دو سالی میشه که همه چیزم رو به جز زبان کنار گذاشتم و به درس چسبیدم. البته ضرر هم نکردم، الان چنان مترجم حاضر جوابی شدم که کله گنده ها جلوم لنگ می اندازن اما چه فایده که خیلی چیزا فدای این زندگی تک ساحتی شد.

برای من شروع دوباره ی خیلی چیزا از جمله نقاشی و فتوشاپ همون اندازه که دل انگیزه وسوسه کننده هم هست. اونم با این shiny new toy، آبرنگ!

از سر شب تاحالا سه تا نقاشی کشیدم، وحید جلیلی جان، مرتضی احمدی روشن جان و یه تعدادی گل جان. هنوز شام هم نخوردم. فقط برای جیش جان و نماز جان از جام بلند شدم و اگه همین طوری پیش بره یه حماسه ی درسی دیگه می آفرینم!!! اونم در شرایطی که همه چی از حالت عادی چند لول آزار تره.

به نظرتون اگه هاست پرشین گیگ راه نیفته من چیکار کنم؟ عین زمان شورش سبز شروع کرده به ریپ زدن! من همه چیزامو رو اون می آپم

حالا هرچی

القصه اینجوری نمیشه. به قول چمران یه «برنامه ی سیستماتیک» باید بچینم و پشه های وسوسه رو با مرمرشک و ترنجمشک از سر خودم وا کنم. میگی نه نیگا کن

گرچه ضریب نفوذم ضعیفه و چار تا نقاشی ممکنه هیچ گوشه ای از کار رو نگیره ولی

نذر کردم تا آخر انتخابات پالتم رو پاک نکنم