دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
دکتر عباسی/قلب/سینما/خلاصه ی گوگولی من
نویسنده : سعیده - ساعت ۳:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٤
 

***مقدمه***

رسانه←مخاطب شناسی
کیستی مخاطب← سنی/صنفی/قومی/و... ←انسان

غرب←انسان=نوعی حیوان
:
الکسیس کارل←موجود ناشناخته
هربرت مارکوزه /KOZE/←موجود تک ساحتی
ژان فرانسوا دورتیه←حیوان شگفت انگیز
فروید←حیوان غیر قابل اعتماد

مسیحیت/بودیسم:
خلق مدام=بدفهمی ربوبیت
اسلام:
خدا←الوهیت+ربوبیت
مخلوق←عبادت (انسان و جن←استثنائا اختیاری)

 

***چهار صاحت***

1.
صدر----> فرح/حزن (شرح/ضیق = دلگشا،دلباز،دلگنده/دلتنگ = خوشحالی/ناراحتی = خوف/رجا = ...)            روان شناسی موفقیت؟
الم نشرح لک صدرک     رب اشرح لی صدری
ترس امید....ولاخوف علیهم و لا هم یحزنون     حزن...گذشته      خوف....آینده
تسلیم انسان با صدر
سینمای صدر/هنر صدر/رسانه ی صدر.......سینمای سرگرم کننده.......طنز/ترسناک/تراژدی......سینمای لوّامه(سرزنش) و مسوله(توجیه گر)
غایت.....مخاطب تسلیم پیام
ENTERTAINMENT

2.
شقاف----> حب/بغض (عشق/نفرت = دلبری/دلزدگی = تولی،ولایت/تبری،برائت = دوستداشتن/بدآمدن = ...)
قد شقفها حبا
دوست داشتن X----> یعنی X بر ما ولایت دارد /X(زیرمجموعه الله/زیرمجموعه شیطان)
هیجان(شهوت/غضب--->برد&باخت)ارتقاء↑↑و ↔ (متقابل و مستقیم)
سینمای شقاف.......سینمای هالیوود،بالیوود........SEX/VIOLENCE.......انتقام/شورش/پورن/عشق مثلثی......سینمای امّاره و مزیّنه
غایت.....انس مخاطب
ENTERTAINMENT

3.
قلب---->انقلاب----> کفر/ایمان ، شک/یقین ، تفکر&تعقل(نفس ملهمه/الهام)----> سلیم/مریض/مُنیب(اشک)/قصی(خوابیند&خوردن&خندیدن&حب دنیا)
فی قلوبهم مرض/مرض کافر      حیای کلام خانم/مرض مذکر      ابراهیم:در محشر فقط قلب سلیم به درد می خورد
قلب اسلام=مغز غرب   دستاورد---->ایمان،یقین
سینمای ملهمه و عاقله------->...عمق غیب باوری...سلامت/مرض قلب...شک/یقین.....کفر/ایمان
هالیوود/اروپا----->سینمای سلبی قلب----->تخریب قلب زیاده
سینمای ایجابی قلب----->نداریم

4.
فؤاد (هسته مرکزی)---->محل رؤیت حق/باطل.....کور/بینا.......
چشم دل(=فؤاد) باز کن که جان بینی،آنچه نادیدنیست آن بینی         معراج با فؤاد.......ماکذب الفؤاد ما رئاه    
فؤاد------>حکمت=فرقان(حق/باطل)و OPTحق.....ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا......حکمت&فرقان معلول تقوا
رؤیت(دل) نامساوی بصیرت(چشم)
قوای انسان:سمع/بصر/افئدة
فؤاد-----> لُب(عقل ناب)....ذکر(یاد)....
حکیم=فؤاد بینا(عالِم←عالَم)
کوری←بینایی←خواب←بیداری←رؤیت
                       یقظه
سینمای فؤاد.......قوه ذکریه و لبابیه.......نفس مطمئنه......

و این تازه اول راهه. مثل صبح که بیدار میشید و میرید دنبال کاراتون

سینمای ذکر، لب، حق و باطل، فراغت و اشغال
فؤاد یا اشغال میشه یا فارغ
غایت.......رسیدن مخاطب نفس مطمئنه، یقظه،
ایمان،ایقان←یقظه (ایقاظ/موقظ)←احسان

1.مسلم←2.مونس←3.مؤمن/موقن←4.موقظ/محسن

محسن(رسیدن به احسان و استحسان=هرچیزی را سرجای خودش می بینه)
ع:زیبایی شناسی=علم الإستحسان=EASTHETIC=طالب حسن بودن/همه زیبا بینی/همه چیز را سر جای خودش دیدن

سینمای محض=هنرمستقل از پیام=زیبایی شناسی......فهم علم الإستحسان---->با فؤاد

به زبان صدر صحبت کردن← خوشحال کردن/ناراحت کردن/ترساندن
به زبان (شهوت/غضب) صحبت کردن← شقاف
        عقل وفکر                        قلب
کنار رفتن پرده ها←دیدن زیبایی عالم با چشم دل←هرچیزی را سر جای خودش دیدن← علم الإستحسان← ....و هو محسن

فأقم وجهک لالدین حنیفا/فطرت الله الذی فطر الناس علیها/... و هو محسن؟
ملت اباکم ابراهیم

محسن شدن آخرین مرتبه است
هنرمندی که هنوز چشم دل خودش باز نشده چطور ادعای هنر می کنه؟
جمله خنده دار← کنکور دادن← دانشگاه رفتن ← هنرمند شدن            هنر که علم نیست (حداکثر تاریخ هنر یاد میدن و تکنیک)

سینمای فؤاد← سینمای زیبایی← محسن شدن/استحسان/احسان← سینمای یقظه

هر ساحت انسان مخاطب یک جزء رسانه است
س.صدر← فرح/حزن    شرح/ضیق   خوف/رجا
س.شقاف← حب/بغض   تولی/تبری   خشم/شهوت
س.قلب ←  شک/یقین     کفر/ایمان   قصاوت/انابه   سلامت/مرض.........س.ن. عاقله/ملهمه
س.فؤاد←   رویت حق/باطل     کوری← بینایی     خواب← یقظه،بیداری........س.ن. مطمئنه/ذکریه/لبابیه........ذکر←اطمینان     یقظه←احسان
سینمای محسن ساز
سینمای کنارزننده ی پرده ی حقایق

سینمای غرب سینمای خوف/رجا  و خشم/شهوت
چون سینمای فرویدی است و نصف انسان ناشناخته می ماند (فروید:انسان←حیوان غیرقابل اعتماد←غلبه ی بُعد غیر استدلالی IRRATIONAL و ناخودآگاه)
قلب و فؤاد با ناخودآگاه در تقابله
ایدئولوژی سینمای غرب فرویدیسم هست و مخاطبش فقط صدر و شقاف هست نه قلب و فؤاد

سینمای دینی؛ باید لایه های مختلف رو مخاطب قرار بده.
هدف اثر:
شروع←ساحت اول← ارتقاء تدریجی مخاطب(رشد/ارشاد/رشیدشدن)← ← ← احسان
سطوح دین مطداری، لایه های اثر دینی:
فرح/حزن، خوف/رجا← ولایت/برائت← کفر/ایمان، شک/یقین← رؤیت حق و باطل← محسن شدن
هدفگذاری اثر:
یا 4 نوع مخاطب
یا پیشروی 4 لایه ای در مخاطب واحد

سینما، سریال، انیمیشن، تابلوی نقاشی، بازی کامپیوتری، معماری و...

شیوه ی قصه گویی قرآن=احسن القصص
تجزیه تحلیل ویژگی ها؟ 4 لایه تغییر زبان(صدر←شقاف←قلب←فؤاد)----->این روش مجهول است

ورزیده کردن چهار ساحت

36 حالت درام غربی←صدر/شقاف
سینمای دینی← تبیین قواعد جدید

 

 اوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااه

خیلیه نه؟

عاشقشم