دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
زینب
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٥
 

زینب

چه کاری میتونم بکنم جز اینکه با چنگ و دندون وقتی یکی عربی حرف می زنه خودمو مجبور کنم بفهمم ؟

یا وقتی مرقدت محاصره اس عکسای بشار اسد رو دانلود کنم و بین امتحانام  هی نقشه بکشم که نقاشی شون کنم و هی وقت نکنم که این کارو بکنم؟

چه کاری می تونم بکنم جز اینکه از گوشه موشه ی کارام بزنم و بیام برات درد دل های اینجوری بنویسم؟

فک می کنی چیکار می تونم بکنم؟ برم کلاس صخره نوردی؟ برم کلاس سخنرانی؟ برم پول جمع کنم پن و پد بامبو بخرم؟ چطوره تا گرونه ایکس باکسم رو بفروشم؟ فک کنم می تونم اون وقت بخرمش

میخوای مطلبای انگیسی بزنم؟ آره خودشه! همون سپیده دم هایی که با شهرزاد ترجمه کردیم. یادته چقد پول دادم بالاش؟ پدرم در اومد. یادته مریم چطوری برام پشت چشم نازک می کرد؟ کاری نمی کنم که برام رزومه نشه! من مستم، اون حق داره

اینا رو بذارم اینجا

آخه کسی اینجا نمیاد که! هیشکی نمی بینه! حالا مثلا چند تا کتاب انگلیسی  ضد سلفی رو اصلا چند نفر تو یه وبلاگ خلوت فارسی مثل این می بینن؟ مگه چلاقم؟ شده دونه دونه ایمیل کنم، از هیچی که بهتره

ولی امتحانا نمیذاره

نه که حالا خیلی هم می خونم! جون عمه ام! ششش ششششش

میتونم لابه لاش وقت بدزدم؟ مگه نه؟