دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
من یک شورشی ام
نویسنده : سعیده - ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٧
 

یادم می آید اول دبیرستان بودم. از زبان می آمد اما بر سر یک لجبازی با خودم یا با محیط یا بادور و بری هایم شروع کردم به بهترین شدن در آن.  می گویند چیز در این دوره و زمانه لازم است اما از اینکه زبان آدم هایی را یاد گرفته ام که اینقدر پست اند حس بدی دارم. می خواهم مثل چمران شوم . می خواهم حال همه را بگیرم وبه قول نازنینی  بگذارم توی قوی و تحویلشان دهم! چنان که نفهمند از کجا خورده اند. شروع کردم. آره، از همین امروز . به قول خودشان Here and now!   اما سرم بلند چون انگلیسی می دانم ولی هنوز خودم هستم. چون انگلیسی می دانم ولی همبرگر نمی خورم. چون انگلیسی می دانم اما boy friend ندارم. چون انگلیسی می دانم اما چادرسرم می کنم. چون انگلیسی می دانم اما انگلیسی نشده ام. شیطانی نشده ام. آن هم شیطان بزرگ. به قولاهل دلی که حاضرم به نامش قسم بخورم،شیطان تا خودش را پشت دیگری مخفی کرده نیاز به آشکار شدن ندارد. نیازی ندارد از میان دودهای کبود بیرون بیاید و قهقهه سر دهد. می خواهم بدانید که من مدرکی دارم که مساوی سر آشپزی یک رستوران فرانسوی در وسط شانزلیزه است اما شبها کوکو و آش محلی می خورم. من یک شورشی ام. می خواهم بدانی که از تو بیزارم، شیطان.