دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
قشنگ ترین شعری که این روزا داغ داغ خوندم
نویسنده : سعیده - ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢٩
 

فینگیلیسعیده که بودم یه ساراخانوم نامی -لطفا زنای شالیکار تو کارت پستالا رو تصور کنین- می اومد و ما رو نگه می داشت که عادتهای محیر العقولی داشت. مثلا سیب زمینی رو کاملا سرخ می کرد (تا اون تاریخ ما تو خونه غذای سرخ کرده نداشتیم!!! نیشخند ) یا موقع شستن پارکینگ شیر آب رو باز می گذاشت!!! یکی از عادتهاش که همیشه منو به فکر وا می داشت داغ داغ خوردن چایی ای بود که دااااااااااااغ بود. یعنی کم مونده بود لبشو بذاره دم سوراخ و مستقیما از لوله کتری بخوره. برا فینگیلیسعیده رستم بود.

چیزای داغ همیشه داغ نوستالژی فینگیلیسعیده با دهان باز تعجب رو برام تازه می کنه. مثلا نون سنگک داغ یا بخاری گازی داغ یا پایی که تو کفش کتونی داغ میشه. یا مثلا اونجای ما اصول گراها که مثل چاییدون (بر وزن نمکدون، قنـ(ـد)دون و...) ــِ ساراخانوم حتی تو این شرایط جلب هم داغ میشه اما نمی سوزه!!! نیشخند یادمه وقتی 1 رو شناختم همینجوری تو شوک بودم چون می تونست از خودش شعرای داغی در کنه که تازه از تو تنورش در اومده بودن ولی شعرای 1 هیچ وقت مثل نونِ تازه از تنور در اومده عطر و بو نداشت.

از کتاب «فلسفه هنر اسلامی» مال د. محمد مدد پور (یعنی با مددپور های سر نبش نسبتی داره؟) ترجمه ی قلمبه سلمبه شو یاد گرفتم. تو این صحنه دید من به شعر ارسطویی (نیشخند) محسوب میشه. lol .«خیالی سازی شعره نه قافیه سازی». 1 قافیه ساز بود و از چشم من خشت می زد اما این آقای مستطاب «سجاد شاکریـــ» که به اون تیکه ی «یــ» بسی اصرار دارد نیز هم، الحق و والأنصاف خیالی سازی رو به ته ته ته تهش رسونده و با بندهای شعرش تا ماتحت قلب منو لرزونده. اینجوری شروع میکنه:

ساقی همیشه هست، قلندر همیشه هست

مستی همیشه بوده و ساغر همیشه هست

که اگه روی بیت مطلعش کلیک کنید با کمال تعجب می تونین شعر کاملو بخونین!!! lol ای جانم تیکنولوجی lol


مستطاب «سجاد شاکریـ»

دمت گرم، شعر پالوده ای بود

ضمن اینکه ریشه ی زمزمه ی بربچ رهپویان رو هم توی آهنگ زمینه وبلاگش یابیدم. دل انگیزه. برخلاف غالب مدیحه ها غمزه ی هنر داره. again، گلی به گوشه جمال بچه های قلم: bgh.ir  ماچ