دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
تلاش ناشیانه برای فرمانروایی بر نخک های قلم مو
نویسنده : سعیده - ساعت ٢:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢۸
 

من همیشه عاشق ابزار خشک بوده ام. با صدای حرکت مداد و کُنته روی کاغذ مست می کنم و بوی مداد رنگی را خیلی دوست دام. وقتی بخواهم تابلوی بزرگتری بکشم هم جعبه ی پاستل های گچی ام همیشه توی کارتن لوازم نقاشی انتظارم را می کشد. دیروز به سرم زد مینیاتور بکشم! کمی سرچ کردم و چند تا از کار ها را نگاه کردم. می دانید، آخه مینیاتور ریتم و رقص قشنگی دارد. آدم را به یاد طبیعت می اندازد گرچه هیچ طبیعی نیست، بی هیچ پرسپکتیو؛ همه چیز با کرشمه ای، از پی نگاه یاری، سوار بر دست موجی. همه رو به بالا. مثل درخت. حالا شما هی بگویید هورمون اکتین و چیرگی رأس ساقه و از این استدلالیات. من می نامم شیفتگی.

سخت بود با آب و رنگ و نوک سرکش قلم بازی کردن اما هرچه بود، این اولین کار خیس من است.