دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
چند ساعت قبل از انتخابات
نویسنده : سعیده - ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۳٠
 

شب انتخابات با خولیان صحبت می کردم. عکسای جلیلی با سید حسن نصر الله رو نشونش می دادم و راجع به چریک های شیعه می حرفیدیم. راجع به سوریه، راجع به کاندیداها و اینکه اینجا چطوریه، اونجا چطوریه

یه جوری با ترس منو ساکت می کرد که انگار یه چاقو بیخ خرخره ام گذاشتن و هر لحظه ممکنه بریزن تو خونه ام!
استدلالش؟ رای هر کس مخفیه؟ موضع نباید لو بره؟ سکوت بره ها؟

کمپین ها و عشق و حال های ما براش اصلا معنی نداشت اینکه یه فعالیت آزاد سیاسی بی دغدغه داشته باشی. برام مثال می آورد از دولت خودشون (کلمبیا) و چریک های غرب گرا و کمونیست. یا از بقیه ی suramerica صحبت می کرد. مثلا EZLN ها یا ELN ها. من هیچی از حرفاش نمی فهمیدم. بیشتر گروهایی که می گفت کمونیست بودن. ایدئولوژی مساوی. پس چه چیزی باعث میشه که EZLN خوب باشه و ELN منفور؟ چطوره که مکزیکی ها دلشون پیش مبارزاست ولی کلمبیاییا به خونشون تشنه ان؟ چطوره که مردم هم دولت کلمبیا رو احمقانه می دونن هم ونزوئلا رو؟

می گفت تو کشور ما انتخابات با جنگ داخلی برابره. یه دوره لیبرال ها رای میارن یه دوره کمونیست ها. و تا دوره ی بعد توی مناطق اطراف شهرها این دو تا با هم جنگ چریکی دارن

یه خر تو خر کامل. پارسال سرباز وظیفه بود، فک کن یه تازه مسلمون گیاهخوار صلح سبزیه که کله اش بو قورمه سبزی کمونیستا رو میده و چون دولت لیبرال سر کار بود مجبور بود بره تو دل آمازون با چریکای خلقی بجنگه. یونیفرم هاشون خفن بود. عکسایی که واسم می فرستاد. اوووووه از حشره های عجیب و گیاهای مریخی. ولی کل زندگیش بغضه

دیدین یه گنجشک که گیر می افته توی اتاق چه جوری خودشو می کوبه به پنجره؟ حرف سیاست که میشه میخواد اون جوری بغضشو پرتاب کنه بیرون

بابا ما هرچی هم اختناق داشته باشیم دیگه برادر کشی نداریم
یا با انتخابات کمپلت مملکت عوض نمی شه

اینجا به اون شدت زیگزاگی نیست
حد اقل زنده ایم

گاد مرسی LOL