دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
محض خدا ماهی گلی باش ولی نخواهی توانی بود :|
نویسنده : سعیده - ساعت ٦:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٠
 

حالم خوش نیست، یعنی یه جورایی میخوام بالا بیارم.

نمی دونم مکانیسمش چیه که با یه باده ی شب گیر از هر چه غیر یار استغفرالله

نمی دونم آیا به خاطر کیپ ریدینگ لولیتاز ست یا به خاطر فالو کردن شبه لولیتاها و سبک شناسی شون توی نته

اون روزا لو رو که یابیده بودم فک می کردم یه ماهی طلایی گنده سیبیل دار از اونایی که توی انیمه های ناف جاپون توی جوب هایی که روشون از اون پل ها داره که توی معماری باغهای ما خوب نیست رو داره که مثل اونا باشه یعنی این جوری می فکریدم مخم رو

عامو جمله ها کمپلت رو هواس. من اعصاب نداررررررررررررررررررررررررررم

القصه این یه سبکه که کاش نبود و خاص لو بود تا به پرستشم ادامه می دادم.

ولی این یه سبکه:

1.نوشته ها با عدد نامگذاری میشه

2.کامنتها تایید نمیشه

3.کلمات انگلیسی قاطی فارسی زیاده

4.یادداشت های کوتاه کوتاه و گاهی بلند

5.مسائل شخصی و حسی و... . توصیفهای زنده و واقعی، تکنیکاً زیبا

6.فحش به فراخور مطلب

7.ارجاع به آهنگ ها، کتابها و فیلم های خارجی

8.شرح تجربه های جنسی

9. پت pet و باز هم پت

10.اصرار بر ناشناسی مینتایم داد شجاعت

 11.شرح ماوقع خانوادگی

 

 پ.ن.

آ. نیا و من رو مثل باقی به پیگ تشبیه نکن. یا بکن، خود دانی، سبکت رو واقعا می پسندیدم. منی که هر روز می خوندمت و در من ته نشین شدی و آرزو می کردم تو هفت آسمون یکی باشی. بیئینگ نرمال ایز نات فان اور سامثینگ لایک دت. یه! نات فان انی مور

بـ. نفوذ پدیده ی لوئیسم توی وبلاگ هایی که من مرور کردم با توجه به شخصیت آدما متفاوته. یعنی گاهی یه مورد کامل حذف میشه یا یکی پر رنگ میشه. مثلا تو دو سه تا فحش بارز بود تو دو سه تا جنسیت تو یکی توصیف و یکی الخ

پـ. عکسها تزئینیست. اگه کارتونشو دیدین خوش به حالتون. واقعا این ایدئولوژی ژاپنی چه میکنه! تنه میزنه به پرنسس مونونوکی

تـ. لولیتا اسم شخصیت یه رمانه. مرد پیر اروپایی عاشق دختر امریکایی زن موجر و بعدها همسر خود می شود. با مرگ مادر، مرد می ماند و تولیت لولیتای یاغی. با شکنجه ی روح ها و مکدر شدن مرز تشخیص قربانی از جائر، مردی که روحش قربانی است لولیتا رو میکشه. دینگ دانگ دونگ :دی 

ثـ. ربطش چی بود؟ یه ربط کازمیک باید داشته باشه. یعنی کائنات اینقد هرکی هرکیه که یه همچین رمانی وجود داشته باشه و من وجود داشته باشم و کلا همه ی اینا تو یه خط قرار بگیره که چی؟

جـ. الآن حالم کاملا سر جاشه. موقع نوشتن این یادداشت به قول جلال آل احمد در کتاب سفر روس، "گه مرغی" بودم. فعلا "دوس دارم زندگی رووووووووووووووووووووووو"