دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
 
نویسنده : سعیده - ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٠
 

این روزا درگیر این وبلاگم: http://sokhansanj.persianblog.ir/

امیر علی مطلوبی مال امیر علی مطلوبی، قافیه ساز، از تبریزستان

خداییش شبیه آقوی مرادی دانش گستر، آی تراست یو دات کام نیس؟ یه حالت عصبی ای مثل اون تو دور نماش هست، نه؟ کسایی که سیدای شیراز امسالو اومدن می دونن در مجموع راجع به چه طرز impression ای در حال کلنجار رفتنم

ترکی نمی فهمم. لا به لای فارسی ها بارقه هاش رو دوست دارم. (طبعا املاش بارقه است اگه به برق ربط داشته باشه، نه؟) مثلا این که منو کشت:

...

چه میشود کمی هم کفر بچشیم؟

و نگاهت را

ایمان بسنجیم؟

تنها عشق تورا ایمان ببینیم

به یکباره به راه راست تو کج شویم!

بیا

به فیلم یادآور میشه که هندوستانی هم هست. این روزا دلم لکّ (تشدید ک مهمه) زده برای یه فنجون شعر داغ داغ داغ داغ. دست کنم و ریتم رو به روزگارم بر گردونم، نه؟

بشینم از نو قافیه ببافم؟

یا نه برم به ادامه ی بررسی تصاویر کتابهای چاپ سنگی در تاریخ ادبیات فارسی برسم و از روی نقاشی های «مکش مرگ ما» ش هی هی مشق کنم، چنانکه می کنم؟

هان؟

یا برای این که می میرم:

ای به حال من رسیده

صبور باش!

قافیه بازی هم داره که به سلیقه ی من نیست. کاش ترکی بلد بودم.

تا اطلاع ثانوی همچنان می خوانمت

 

پ.ن.

یکی بیاد کل این پستو واسه خود من ترجمه کنه بگه من به خودم چی گفتم