دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
باباجی اومد
نویسنده : سعیده - ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٢
 

قربوووووووووووووووووووووووووووووووووووونش بشم

داره راجع به مسابقه های اسب سواری ای که تو عروسیای قدیمی میذاشتن حرف میزنه

میگه ماجرای اسب تقصیر عبدالله و حسین و امیر بوده که اسبو چز داده بودن

آیا واقعا این عناصر فک کردن خیلی بامزه ان؟  هاهاهاها ها

فک کن تو کوه، کنار رودخونه باباجی غش کرده این سه تا هم نشستن بالا سرش گریه می کنن!!!!!

به هوش اومده افتاده دمبالشون یه پرس مفصل زدتشون

فک کن فقط مچ دست تو آتله!

مگه من این حسینو نبینم! خیر سرت تو عاقل توشونی