دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
امروز روز
نویسنده : سعیده - ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٧
 

دیشب یه فیلم دیدم به اسم عهد. vow امریکایی. اگه منم فراموشی بگیرم و یکی از اول زندگیم رو برام تعریف کنه، عقل و عشق و منطقم نظر بی طرفش راجع به من چیه؟ مجبور بشم راه ها رو دوباره برم و کتابا رو دوباره بچشم و ترسا رو دوباره سگ محل کنم و عشقا رو دوباره زندگی کنم و آدما رو دوباره بخندونم و کاغذا رو دوباره سیاه کنم و دوباره یاد بگیرم که چطوری میشه گفت si gustas te hable te puedo llamar en unos dos minutos. آیا واقعا همین راهو ادامه میدم؟ مثل پیج بر می گردم و زندگیم رو تو همون ریل ادامه بدم حتی اگه چیزی از خاطراتم بر نگرده؟ مای گاش. گات سو فیلاسفیک

دیشب سر شام داشتم با کرم شکلات کف دستم بازی می کردم یهو به فکرم زد الآن درجا اگه همین دست رو از آرنج قطع کنی میشه یه اثر پست مدرن. تو گوگل نگاه کنید به عکسهای مجسمه ای به اسم امکان ناپذیری فیزیکی مرگ در ذهن موجود زنده physical impossibility of death in the mind of something living

امروز احمدی نژادم رو دیدم. این روزا احمدی نژادم رو می بینم و دلم براش پاره میشه. افریقا. اخبار زنگبار بودگی وزیرش می اومد که تلفن خونه ی ما سکوتو پاره کرد. خاله مهین. دل که میره آفریقا آفریقا هم دلش میاد پیش من.

حاج آقا، آقای بهجت رو خواب می بینه که برا حاج آقا زاده یه اقدامی، بعد یه کاره بلند میشن میان سراغ من؟ کام آآآآن. من مثل تو فرانسوی بلد نیستم. درشت ترین آدمی که توی خوابم دیدم مسئول هراست دانشگاهه. آنچنان مؤمن نیستم که محض گل روی خدا وردارم مالاریا بگیرم و کلیه بدم. به سرم می زنه گاهی تا به تا باشم ولی قطعا می بینمت و بهت سلام می کنم و باهات در صمیمی ترین حالت ممکن بحث می کنم. حتی اگه همه جا ایون نوک بینیت هم جای حجامت داشته باشه چون استا داییته و فرانسوی بلدی و یک به سه آفریقایی و دقیقا وقتی پیدات میشه که محمود هماره رونده آفریقاست و تو کتاب دایرة المعارف هنر رویین پاکباز من صفحه ی هنر آفریقا بازه (واقعی!)

 اصلا به کسی چه! من دوست دارم وسط تیغای تمشک وحشی موقع غوره چیدن از تاک تاریخی موسکادینه ی پرچین پشت باغ به هر زبونی که دلم میخواد آواز بخونم. بعدشم حافظ بخونم بعدشم شعرایی که تازه حفظ کردمو مرور کنم بعدشم بابا بیاد با هم با لهجه ضایع شمالی و وسط مسط های جویده نجویده بوی جوی مولیان بخونیم و هی غوره بچینیم. بوی جوی مولیان آید همی/یاد یار مهربان آید همی/ ای بخارا شاد مان و شاد زی بعد بابا بپره وسط که شاد باش و دیر زی/ میر سوی تو شادمان آید همی بعد من بپرم وسط که ضربش ایراد داره/ میر ماه است و بخارا آسمان/ماه سوی آسمان آید همی/بعد هرچی فکر کنیم بقیه اش یادمون نیاد بعد اذان بزنه بعد دو تاییمون صلوات بلند بلند بفرستیم و آب بخوریم و تیغای تو دستامونو به هم نشون بدیم و بگیم از گرما هلاک شدیم، بسه، بریم نه؟

ملت چه فضولنا! ئه!

پ.ن: هی اسکچ آو یو الئونو و مینیاتورای ماهی دار می کشم. الآنم یه آبرنگ از مقبره کورش تموم کردن :دی کنار دستمم یه قاب خاتم مینیاتور قدیمیه که سال اول از شیراز آورده بودم. نخجیره. آهوهاش بسکه مشنگ و منگل کشیده شدند، کلا شبیه مرغابی گوشدارن

پ.ن: شهر رمضون، توت رقاصه ی شعر سیاوش خان کسرایی میشم با سیبیل اساطیریش؛ گهی بردار چنگی، به هر دروازه رو کن، سر هر رهگزاری جستجو کن، به هر راهی نگاهی، به هر سنگی درنگی، برقص و شهر را پر های و هو کن. به بر دامن بگیر و یک سبد کن، ستاره دانه چین کن نیک و بد کن، نظر بر آسمان سوی خدا کن، دعا کن، ندیدی گر خدا را، بیا آهنگ ما کن:

پ.ن: سلام جناب آقای امام زمان. آی فیل سام هَو هوم سیک تُدِی، وودجو پلیز کام؟ لوک ات ایجپت! آرنت یو گوئینگ تو کام. I was thinking about Mr Raefipour's speach at your birthday late night party. If i come back to you, would you please come, in return? you know what, I am not sure if I am ganna stay, I just stumble all the time but, at the end of the day, I am nowhere but in front of you standing & smiling & saying 'Hi dad, I'm back'. funny, huh? But I sware its true. There may be time lag & relay but I WILL ALWAYS CHOSE YOU. so PICK ME,CHOSE ME, LOVE ME

بس نیست؟ یه چیز دیگه هم. نمیشه طرفدار دو آتیشه ی آلبرشت دورر نبود.