دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
مدیوم تاریخی
نویسنده : سعیده - ساعت ٧:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٥
 

فراستی گفته:

مدیوم تاریخی ایرانی ها شعر است و اگر بخواهی با چیز دیگری از جمله سینما قصه بگویی باید آموزشهای سنگین ببینی

نماد سازی و شعار بازی محدود بشود، قصه ی آدم های قصه را بگو

مسأله ی عام و مبتلا به باید دغدغه ی شخصی خود هنر مند هم باشد تا بتواند ازش فیلم بسازد

پ.ن:

http://fararu.com/fa/news/135689/فراستی-سینما-نه-مطب-دکتر-است-نه-جای-شعار-دادن-و-شکنجه-شدن

مدتها روی دسکتاپ من باز بود تا خوندم و خلاصه کردم و بستم

پ.ن:

اگه مخمو بذارم توش و بزنم بیرون و راه برم شعرساختن، شعر خوب، آسونه. فقط باید چیزی باشه که به اندازه ی کافی بلرزونه

محمد حسین جعفریان و غزوه از شب شعرهای شبگیر دهلی و کشمیر می گفتند. زیر پوستم خونهایی هست که صاحباش پشت در گوش وای می ایستاد و شعر می شنید ولی الآن ازشو می پرسی شعر؟ در حالی که پیاز خورد می کنن میگن کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش. و ش هه رو جوری میگن که تنها ش هه مهم بوده یعنی مثلا اگه کوزه گوگوش هم بود به همین اندازه کیف می کردن. زیر پوستم روح گیو آپ ارلی و غرغرینگ دارم ولی زیر پوستم خون شوق اگزوبرَنس هم دارم

نکته ی اول اینه که مگه به خونه؟ هل وید ایت. آی هَو بین ترو وُرس

نکته ی دوم اینکه بالای کتاب شعرهام پت قلم نوری گذاشتم و جلوش نقاشیای آبرنگ چیدم. هر بار که دَنگم می گیره باس نقاشیت رو بریزم کف اتاق و شاعریت رو بیارم به سرفس. باس بازی بازی موازی رو یاد بگیرم این که نشد

پ.ن:

این خلاصه ی سه خطی قرار بود راجع به این باشه که باریک بین باش و دغدغه داشته باش. Care Stefan, Care!!!!

ولی کشید به اون جمله ی اول

دلم میخواست ایتالیایی بودم تا مدیوم تاریخیم نقاشی بود ولی نیست. دلم نمیخواست ایتالیایی بودم چون اگه ایتالیایی بودم شیعه ایت ام هم رو هوا بود و باس دور سر خودم پر می خوردم که چی به چیه این چی میگه اون چی میگه

نقدا این است که هست. میشینم تو کارگاه میکلآنجلو و جیغاش رو سر آنتونیو و سعیده آمیخته گوش می کنم. تو راه برگشت به خونه لی لی می کنم و میخونم میر ماه است و بخارا آسمان ماه سوی آسمان آید همی

 

پ.ن:

نوشتنم عجیب شده. از خودم می ترسم. سام ثینگ ایز گوینگ آن هیر

پ.ن:

گنجشکک اشی مشی/لب بوم ما نشی(ـن ابرو)/بارون میاد خیس میشی/برف میاد گوله میشی/می افتی تو حوض نقاشی رو شاعر واسه من ساخته که اینقدر از فرق سر تا نوک پا رنگی پنگی ام. انگار صاف از هولی دهلی برگشتم