دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
 
نویسنده : سعیده - ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٦
 

به قول فرنگیا 7 بودم، شایدم کمترک بیشترک. خاله مهینم مهمون ما بود. منو زد زیر بغلش رو بر مسجد. اونجا اولین بار یادم داد که ذکرا رو با بند انگشت هم میشه بشمری. بوی اون روز و سفیدی چادر کوچیک خودم و بزرگ خاله یادمه

میشه سه و یک سوم انگشت، نه؟