دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
چی از جونم میخواین
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٢
 

داشتم اینجا، گوشه ی صفحه ی 366 به دستور سوزان یه لیست درست می کردم از آدم ها و انتظارایی که ازم دارن، بحث خیلی فلسفی ایه، تا حالا همچین کاری کردین؟

تنها کسی که از من انتظاری نداره خولیانه

یه مرغ آزاده

یه طوطی برزیلی رنگی پنگی بی شخصیت که داره میوه میخوره نیشخند

 

 

پ.ن:

پادره/ بدبخت و توسری خور باشم و دردسر درس نکنم
مام/ از 24 ساعت بیس و پنج ساعتشو نماز بخونم باقیشم مفاتیح، دستورات عجیبشو بدون فوت وقت مو به مو اطاعت کنم، پس از هر کاری گزارش کار بدم و دائم به دروغ ادعا کنم باهاش صمیمی که چه عرض کنم ندارم ولی نو وی (قلدر ترین باجگیر زندگیم)
لی/ تو کادر چشمش نیام ترجیحا صدام هم نشنوه
ئونو/ بدرخشم، البته فقط و فقط و فقط تو کارایی که اون دوس داره!
شیوا/ مشقای کلاس زبانشو واسش بنویسم (جوجو عاشقشم وقتی منت کشی میکنه فک کن واسه یه انشا دو پاراگرافی همین جوری خودجوش جزوات آبیاری عمومی هفت سال گذشته رو برام پیدا کرده کپی زده آورده. شیوا باجگیر طبقه بندی نمیشه، یا اگرم باجگیره یه باجگیر خندان خنده داره نیشخند که آدم دلش میخواد فشارش بده)
بچه های کلاس فارسی/ تمام وقتمو براشون بذارم و دائم لبخند بزنم حتا اگه حسش نباشه و درس نخونده باشن
بچه های آنتی/ they want me to simply BEHAVE  نیشخند
مبشر/ مسلمون باشم و تا وهابی ها ایرانو نگرفتن عروس شم شیش تا بچه بزام (مگه ماکروفره!)
مسرور/ داستانای صد تا یه غازشو گوش کنم دلداریش بدم که دوست کویتیش باش آشتی می کنه
شهرزاد/ راجع به پول دوتایی غر بزنیم
دایی/ به زنده باد کورش زنده باد استالین زنده باد هیتلر معتقد باشم و سنگین باشم
خولیان/ .....

که اینو نوشتم و به بقیه نرسید