دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
من درگیرم
نویسنده : سعیده - ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢۱
 

در ادامه زندگی ام در دنیای بزرگتر ها دارای درگیری های جدیدی شدم. کل کل کردن با استادا و دانشجو ها. آدم های جدید با لهجه های جدید. شلوغی ها به اتوبو نرسیدن ها و از این بساط ها دیگه. بی خیال می شویم. راستی حال شما چطوره؟ من که خوبم. استقلال بهم ساخته. دردسر داره ولی خیلی لذت بخشه. از کسی پول نمی گیرم. خودم می تونم زندگیم رو تامین کنم. حالا دیگه یه تایپیست بی نظیر شدم. دیگه فهمیدم که تایپ صفحه ای ٢٠٠ تومن است هر صفحه ١۶ خط و از این جور چیز ها. بدون نگاه کردن به صفحه کلید تایپ کردن اوایل خیلی سخت بود ولی الآن دیگه این طور نیست. من اینجا برای انجمن های سیاسی دانشگاه تیزر های تبلیغاتی می زنم. روی همه ی دیوار ها کار های من رو می تونین ببینین. استاد های دانشگاه شیراز خیلی به زبان انگلیسی اهمیت می دن. من زبانم معرکه است پس مشکلی ندارم اما بقیه زجر می کشن. اون قدیما که می خواستم بیوتکنولوژی قبول بشم می خواستم توی مصاحبه بگم من علاوه بر رتبه ٧ تجربی ١ زبان هم دارم! گذشت. بیوتکنولوژی از دیپلم فقط ٨ نفر رو بر داشت. من جزء اون ها نبودم. من الآن خیلی خوشبختم چون هم دارم از بازی با طبیعت لذت می برم و هم می تونم ارشدم رو بیوتکنولوژی بخونم. هم اتاقی ام اهل ارومیه است. پریساقلب. ازش دارم ترکی یاد می گیرم. وقتی توی تلفن می گه «یولداشم» می فهمم که داره در باره ی من حرف می زنه. اینجا قشقایی هم داره. پریسا می گه اونا ترکی هالی شون نیست. قشقایی ها امات می گن زبون ما به ترکی ترکیه نمی ره. شبیه ترکی ترکمنستانه. راستش رو بخواید سر و کله زدن با آدم ها برام گاهی سخته گاهی هیجان انگیز. من آدم گرمی ام. آشنا های زیادی پیدا کردم اما از اینکه نمی تونم همه ی اون ها رو بشناسم یا به خاطر بیارم کمی معذبم. شمال گفتند سیل آمد. شیراز هنوز تابستونه. البته تازه داره یه کمی هم پاییز می شه. یه پاییز قشنگ. من دارم تبدیل به یه پرنده ی آزاد می شم. تنها چیزی که آزارم می ده اینه که اصلا دانشکده ی خودمون نمی ریم. من عاشق  دانشکده مان هستم. باجگاه. نیمه راه تخت جمشید. زیر سایه ی نیاکان بیل خواهیم زد. من مر کشاورزی را عاشقم. کشاورزی علمی ست عملی و عملی علمی. -عمل!چشمک- و یک باغبان هرگز پیر نخواهد شد. منت دختر گل ها و میوه هایم. به من بگویید برگ. از زندگی جدیدم یه عالم عکس تهیه کزدم. از خوابگاه و رفقام گرفته تا چیز ها خیلی خیلی خنده دار. می بینمتون! فعلا به قول استاد فارسیم شاد باشیم.