دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
من آن مرغم که باشد آشیانم سایه برگی
نویسنده : سعیده - ساعت ٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۳
 

سلام. نمی دانم با چه رویی می توانم بعد از یک ماه بیایم و بگویم سلام. ببخشید.

١. سعیده تو معرکه ای. با این زمان بندی کنکور ارشدت ای ول داری. لااقل این یک ماه را باید سنگ تمام بگذاری. بگذار قلب 

2.  من در حوزه ی شهید بهشتی ثبت نام کردم. یعنی هم طلبه ام و هم دانشجو. حس غریبی دارم.از مدل درس دادن در حوزه خوشم می آید. بحث کامل و مطالعه ی آزاد.

٣. برای تعطیلات به خانه آدم از وقتی شنیده ام دانشگاه شیراز ترم تابستانه نمی دهد به فکر فرو رفتم. به هر حال الخیر فی ما وقع. از شهرم و دریای خزر برایتان عکس خواهم گذاشت. ناراحتم در شیراز باران نیامده. من کشاورزم. به قول استاد سامی یک کشاورز با پاک گران سه گانه سر و کار دارد. آب و خاک و نور. آب نیست. خدایا نگاهم به دست توست. من با چتر شمال آمدم. چترم را در شیراز بستم. کاش حافظ من هم چترش را ببندد و زیر باران برود.

4. امام رضا دلم برایت تنگ شده. دلم برایت تنگ شده. دلم برایت تنگ شده. چند وقتی است که هر فالی که می گیرم از تو می آید. مرا در آغوش بگیر که سرد است و سلامم را نمی خواهند پاسخ گفت.

5. دارم می روم تا خانم دبّاغ را ببینم. یک کماندو. یک مبارز. کتابی از زندگی نامه اش گرفتم. امیدوارم در دیدارمان به کار آید. رقیه دوست عربم می گوید دلم برای اندوه بزرگ او تنگ است. من نمی دانم کدام اندوه.

6. بی کسی ام بدانجا رسید که دانستم کسی جز تو ندارم. بی کسی ام را افزون گر باش ای افسون خدا. ای دل، ای گل. ای عزیز ترین

به قول سیّد، همین!