دختری از ایران

مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 
طناب ترد
نویسنده : سعیده - ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۳٠
 

از رفیق شاعر سفالساز امریکایی تباری که هر روز یادآوری می کنه «من تناسخ خیامم»، تایلر

فارسی نمیدونه ولی اصرار داره فارسی رو تماشا کنه

کارگاهش جوریه که باورت میشه انگار یزده

با شعر امروزش فقط اشک داشتم

GrimmAssassin's Profile Picture

 

 

آی، بازوان گشوده
ای چشمان باز
مبادا مرا از این اوج به زیر آورید
نه، بی خیال، پایینم آورید
چنان به چنین سوختنی محتاجم
تا زنده بمانم
اندک مایه توانی داشته باشم
گرچه حقیر گونه ترحم آمیزم
هنوز امیدم هست
همه ی آنچه را قبل و بعد، از آن خود داشتیم از یاد ببری:
آینده ی رو به موتمان را در زمانی بی کران
اشکها را که با باده در هم می آمیخت
یا دستان هرچند سردی که خریدارانه به من، به تو، چنگ می انداخت
دستان جستجوگر نجات
رفیقانه
عاشقانه
دستان امید استوار عاشق پیشگی
آن امید عمیق، آن امید درخودگیرنده
مثل حس وقتی که
عجیب دلبسته، عجیب صبور
از طنابی که خودت با علف بافته ای از درختی بالا روی
تا صبح خیلی خیلی زود
بالا آمدن خورشید را از بالا تماشا کنی

 

 

پ.ن:

 Arms spread
Eyes wide
Don't break my high,
Bring me down
I need this burn to keep me moving
Alive
Strong
Even though I'm pitiful,
I hope that you will eventually forget
Everything that we had
Before
After
Our endlessly dying futures
Colliding with whiskey teardrops
Or ever-cold hands grasping for purchase against
You
Me
Reaching for a savior,
Friend
Lover
In hopes of finding love
As deep and wide
As the tree I cling to with lemongrass bones
Hoping
Waiting
For the sun to rise